scissoring

[ایالات متحده]/ˈsɪz.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪz.ɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برش یا کوتاه کردن با قیچی
v. شکل حال استمراری قیچی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scissoring technique

تکنیک قیچی‌زنی

scissoring motion

حرکت قیچی‌زنی

scissoring action

عمل قیچی‌زنی

scissoring method

روش قیچی‌زنی

scissoring cut

برش قیچی‌زنی

scissoring grip

گرفتن قیچی‌زنی

scissoring style

سبک قیچی‌زنی

scissoring hold

نگه داشتن قیچی‌زنی

scissoring position

موقعیت قیچی‌زنی

scissoring play

بازی قیچی‌زنی

جملات نمونه

scissoring paper is a common craft activity.

برش کاغذ یک فعالیت هنری رایج است.

she enjoys scissoring fabric for her sewing projects.

او از برش پارچه برای پروژه‌های خیاطی خود لذت می‌برد.

scissoring techniques can improve your art skills.

تکنیک‌های برش می‌توانند مهارت‌های هنری شما را بهبود بخشند.

he was scissoring the edges of the cardboard carefully.

او با دقت لبه‌های مقوا را برش می‌زد.

scissoring is essential when making paper crafts.

برش برای ساختن صنایع دستی کاغدی ضروری است.

she demonstrated scissoring techniques in the workshop.

او تکنیک‌های برش را در کارگاه به نمایش گذاشت.

scissoring can be a fun way to express creativity.

برش می‌تواند راهی سرگرم‌کننده برای بیان خلاقیت باشد.

he used scissoring to create intricate designs.

او از برش برای ایجاد طرح‌های پیچیده استفاده کرد.

scissoring requires precision and control.

برش نیاز به دقت و کنترل دارد.

she was scissoring through the thick stack of papers.

او در حال برش از میان انبوهی از کاغذها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید