screak loudly
جیغ کشیدن با صدای بلند
screak softly
جیغ کشیدن به آرامی
screak at night
جیغ کشیدن در شب
screak of wood
جیغ چوب
screak in pain
جیغ از درد
screak with fear
جیغ از ترس
screak of hinges
جیغ لولا
screak of metal
جیغ فلز
door screak
جیغ در
floorboard screak
جیغ کفپوش
the door began to screak as it opened slowly.
در حالی که به آرامی باز میشد، درب شروع به جیغ کشیدن کرد.
she heard the floorboards screak under her feet.
او صدای جیغ خوردن کفپوشها را زیر پای خود شنید.
he tried to fix the chair that would screak every time he sat down.
او سعی کرد صندلی را که هر بار که مینشست جیغ میکشید، تعمیر کند.
the old swing would screak with every push.
آونگ قدیمی با هر تکان جیغ میکشید.
as the car turned, the brakes began to screak loudly.
همانطور که ماشین میچرخید، ترمزها شروع به جیغ کشیدن با صدای بلند کردند.
she winced at the screak of the rusty gate.
او با صدای جیغ درگاه زنگزدگی اخم کرد.
the attic was filled with the screak of old wood.
فضای زیر شیرآزما با صدای جیغ چوبهای قدیمی پر شده بود.
he could hear the screak of the hinges from the other room.
او میتوانست صدای جیغ لولاها را از اتاق دیگر بشنود.
the bed began to screak as they shifted positions.
همانطور که آنها موقعیت خود را تغییر میدادند، تخت شروع به جیغ کشیدن کرد.
with every step, the stairs would screak ominously.
با هر قدم، پلهها به طور شوم جیغ میکشیدند.
screak loudly
جیغ کشیدن با صدای بلند
screak softly
جیغ کشیدن به آرامی
screak at night
جیغ کشیدن در شب
screak of wood
جیغ چوب
screak in pain
جیغ از درد
screak with fear
جیغ از ترس
screak of hinges
جیغ لولا
screak of metal
جیغ فلز
door screak
جیغ در
floorboard screak
جیغ کفپوش
the door began to screak as it opened slowly.
در حالی که به آرامی باز میشد، درب شروع به جیغ کشیدن کرد.
she heard the floorboards screak under her feet.
او صدای جیغ خوردن کفپوشها را زیر پای خود شنید.
he tried to fix the chair that would screak every time he sat down.
او سعی کرد صندلی را که هر بار که مینشست جیغ میکشید، تعمیر کند.
the old swing would screak with every push.
آونگ قدیمی با هر تکان جیغ میکشید.
as the car turned, the brakes began to screak loudly.
همانطور که ماشین میچرخید، ترمزها شروع به جیغ کشیدن با صدای بلند کردند.
she winced at the screak of the rusty gate.
او با صدای جیغ درگاه زنگزدگی اخم کرد.
the attic was filled with the screak of old wood.
فضای زیر شیرآزما با صدای جیغ چوبهای قدیمی پر شده بود.
he could hear the screak of the hinges from the other room.
او میتوانست صدای جیغ لولاها را از اتاق دیگر بشنود.
the bed began to screak as they shifted positions.
همانطور که آنها موقعیت خود را تغییر میدادند، تخت شروع به جیغ کشیدن کرد.
with every step, the stairs would screak ominously.
با هر قدم، پلهها به طور شوم جیغ میکشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید