screwball

[ایالات متحده]/ˈskruːbɔːl/
[بریتانیا]/ˈskruːbɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که عجیب یا دیوانه است؛ نوعی توپ منحنی در بیس بال
adj. عجیب یا کمی دیوانه؛ عجیب یا شگفت‌انگیز

عبارات و ترکیب‌ها

screwball comedy

کمدی پر پیچ و تاب

screwball pitch

پرتاب با چرخش

screwball character

شخصیت پرپیچ و تاب

screwball humor

طنز پر پیچ و تاب

screwball antics

رفتارهای پرپیچ و تاب

screwball game

بازی پرپیچ و تاب

screwball idea

ایده پرپیچ و تاب

screwball story

داستان پرپیچ و تاب

screwball style

سبک پرپیچ و تاب

screwball situation

وضعیت پرپیچ و تاب

جملات نمونه

he's always been a bit of a screwball.

او همیشه کمی عجیب و غریب بوده است.

that screwball comedy made everyone laugh.

آن کمدی عجیب و غریب باعث خنده همه شد.

she has a screwball sense of humor.

او حس شوخ طبعی عجیب و غریبی دارد.

don't mind him; he's just a screwball.

به او توجه نکنید؛ او فقط یک فرد عجیب و غریبه.

his screwball ideas often lead to interesting discussions.

ایده های عجیب و غریب او اغلب منجر به بحث های جالب می شود.

they made a screwball bet on the game.

آنها یک شرط عجیب و غریب در مورد بازی انجام دادند.

her screwball antics kept everyone entertained.

رفتارهای عجیب و غریب او همه را سرگرم نگه داشت.

that movie is a classic screwball film.

آن فیلم یک فیلم کمدی کلاسیک عجیب و غریب است.

he told a screwball story that was hard to believe.

او داستانی عجیب و غریب تعریف کرد که باور کردنش سخت بود.

they always have screwball adventures together.

آنها همیشه ماجراهای عجیب و غریبی با هم دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید