scrim

[ایالات متحده]/skrɪm/
[بریتانیا]/skrɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه‌ای سبک که برای پرده‌ها یا به عنوان ماده پشتیبان استفاده می‌شود؛ پارچه‌ای نازک که برای پوشش‌های پنجره استفاده می‌شود
Word Forms
جمعscrims

عبارات و ترکیب‌ها

scrim fabric

پارچه اسکریم

scrim curtain

پرده اسکریم

scrim support

نگهدارنده اسکریم

scrim wall

دیوار اسکریم

scrim material

مواد اسکریم

scrim screen

صفحه نمایش اسکریم

scrim netting

تور اسکریم

scrim mesh

شبکه اسکریم

scrim panel

پنل اسکریم

scrim design

طراحی اسکریم

جملات نمونه

the team used a scrim to practice their plays.

تیم از یک مسابقه تمرینی برای تمرین دادن بازی‌هایشان استفاده کرد.

make sure to set up the scrim before the game starts.

مطمئن شوید که قبل از شروع بازی، مسابقه تمرینی را آماده کنید.

during the scrim, the players focused on teamwork.

در طول مسابقه تمرینی، بازیکنان بر روی کار گروهی تمرکز کردند.

the coach called for a scrim to evaluate the new strategies.

مربی خواستار یک مسابقه تمرینی برای ارزیابی استراتژی‌های جدید شد.

they decided to hold a scrim against a rival team.

آنها تصمیم گرفتند یک مسابقه تمرینی با یک تیم رقیب برگزار کنند.

the scrim was intense, with both teams giving their best.

مسابقه تمرینی بسیار شدید بود، و هر دو تیم تمام تلاش خود را انجام دادند.

after the scrim, they reviewed the footage for improvement.

پس از مسابقه تمرینی، آنها فیلم را برای بهبود بررسی کردند.

he learned a lot from participating in the scrim.

او از شرکت در مسابقه تمرینی چیزهای زیادی یاد گرفت.

the scrim helped them identify their weaknesses.

مسابقه تمرینی به آنها کمک کرد نقاط ضعف خود را شناسایی کنند.

players were excited to join the scrim scheduled for saturday.

بازیکنان برای پیوستن به مسابقه تمرینی که برای شنبه برنامه ریزی شده بود، هیجان زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید