scrunchy

[ایالات متحده]/ˈskrʌntʃi/
[بریتانیا]/ˈskrʌntʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سکرنشی
adj. کرنشی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

scrunchy leaves

برگ‌های چروک‌خورده

scrunchy texture

پوسته‌ای چروک‌خورده

scrunchy fabric

پارچه‌ای چروک‌خورده

scrunchy sound

صوت چروک‌خورده

scrunchy hair

موی چروک‌خورده

scrunchy paper

کاغذ چروک‌خورده

scrunchy jeans

شلوار جین چروک‌خورده

scrunchy cereal

گردو چروک‌خورده

scrunchy surface

سطح چروک‌خورده

scrunchy packaging

بسته‌بندی چروک‌خورده

جملات نمونه

the autumn leaves made a scrunchy sound under my feet.

پایم روی برگ‌های پاییزی صدای خرچنگی ایجاد کرد.

i love the scrunchy texture of fresh bread.

من به بافت خرچنگی نان تازه علاقه دارم.

she wore a scrunchy dress to the party.

او یک پوشاک خرچنگی به جشن رفت.

the scrunchy fabric feels very comfortable.

بافت خرچنگی بسیار راحت است.

he crumpled the paper into a scrunchy ball.

او کاغذ را به یک توپ خرچنگی فروریخت.

my hair gets scrunchy when it's humid.

وقتی رطوبت بالا است، موی من خرچنگی می‌شود.

the cookies have a scrunchy crust.

کوکی‌ها یک پوسته خرچنگی دارند.

i prefer scrunchy snacks over soft ones.

من به خوراک‌های خرچنگی نسبت به نرم‌ترها ترجیح می‌دهم.

the scrunchy sound of footsteps woke me up.

صدای خرچنگی گام‌ها من را بیدار کرد.

she likes scrunchy hairstyles.

او به سبک‌های مو خرچنگی علاقه دارد.

the leather bag has a scrunchy texture.

کیف چرمی یک بافت خرچنگی دارد.

these chips are nice and scrunchy.

این چیپس‌ها خوب و خرچنگی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید