| جمع | scrunchies |
scrunchy leaves
برگهای چروکخورده
scrunchy texture
پوستهای چروکخورده
scrunchy fabric
پارچهای چروکخورده
scrunchy sound
صوت چروکخورده
scrunchy hair
موی چروکخورده
scrunchy paper
کاغذ چروکخورده
scrunchy jeans
شلوار جین چروکخورده
scrunchy cereal
گردو چروکخورده
scrunchy surface
سطح چروکخورده
scrunchy packaging
بستهبندی چروکخورده
the autumn leaves made a scrunchy sound under my feet.
پایم روی برگهای پاییزی صدای خرچنگی ایجاد کرد.
i love the scrunchy texture of fresh bread.
من به بافت خرچنگی نان تازه علاقه دارم.
she wore a scrunchy dress to the party.
او یک پوشاک خرچنگی به جشن رفت.
the scrunchy fabric feels very comfortable.
بافت خرچنگی بسیار راحت است.
he crumpled the paper into a scrunchy ball.
او کاغذ را به یک توپ خرچنگی فروریخت.
my hair gets scrunchy when it's humid.
وقتی رطوبت بالا است، موی من خرچنگی میشود.
the cookies have a scrunchy crust.
کوکیها یک پوسته خرچنگی دارند.
i prefer scrunchy snacks over soft ones.
من به خوراکهای خرچنگی نسبت به نرمترها ترجیح میدهم.
the scrunchy sound of footsteps woke me up.
صدای خرچنگی گامها من را بیدار کرد.
she likes scrunchy hairstyles.
او به سبکهای مو خرچنگی علاقه دارد.
the leather bag has a scrunchy texture.
کیف چرمی یک بافت خرچنگی دارد.
these chips are nice and scrunchy.
این چیپسها خوب و خرچنگی هستند.
scrunchy leaves
برگهای چروکخورده
scrunchy texture
پوستهای چروکخورده
scrunchy fabric
پارچهای چروکخورده
scrunchy sound
صوت چروکخورده
scrunchy hair
موی چروکخورده
scrunchy paper
کاغذ چروکخورده
scrunchy jeans
شلوار جین چروکخورده
scrunchy cereal
گردو چروکخورده
scrunchy surface
سطح چروکخورده
scrunchy packaging
بستهبندی چروکخورده
the autumn leaves made a scrunchy sound under my feet.
پایم روی برگهای پاییزی صدای خرچنگی ایجاد کرد.
i love the scrunchy texture of fresh bread.
من به بافت خرچنگی نان تازه علاقه دارم.
she wore a scrunchy dress to the party.
او یک پوشاک خرچنگی به جشن رفت.
the scrunchy fabric feels very comfortable.
بافت خرچنگی بسیار راحت است.
he crumpled the paper into a scrunchy ball.
او کاغذ را به یک توپ خرچنگی فروریخت.
my hair gets scrunchy when it's humid.
وقتی رطوبت بالا است، موی من خرچنگی میشود.
the cookies have a scrunchy crust.
کوکیها یک پوسته خرچنگی دارند.
i prefer scrunchy snacks over soft ones.
من به خوراکهای خرچنگی نسبت به نرمترها ترجیح میدهم.
the scrunchy sound of footsteps woke me up.
صدای خرچنگی گامها من را بیدار کرد.
she likes scrunchy hairstyles.
او به سبکهای مو خرچنگی علاقه دارد.
the leather bag has a scrunchy texture.
کیف چرمی یک بافت خرچنگی دارد.
these chips are nice and scrunchy.
این چیپسها خوب و خرچنگی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید