scurrying mice
موشهای در حال دویدن
scurrying away
دور شدن در حال دویدن
scurrying feet
پاهای در حال دویدن
scurrying children
کودکانی در حال دویدن
scurrying insects
حشرات در حال دویدن
scurrying around
در حال دویدن اطراف
scurrying squirrels
سنجابهای در حال دویدن
scurrying workers
کارگران در حال دویدن
scurrying thoughts
افکار در حال دویدن
scurrying shadows
سایههای در حال دویدن
the mice were scurrying across the kitchen floor.
موشها در حال دویدن در سراسر کف آشپزخانه بودند.
children were scurrying to catch the bus.
کودکان برای گرفتن اتوبوس در حال دویدن بودند.
she saw ants scurrying around the picnic area.
او مورچه هایی را در حال دویدن در اطراف منطقه پیک نیک دید.
the workers were scurrying to meet the deadline.
کارگران برای رسیدن به مهلت مقرر در حال دویدن بودند.
he noticed the squirrels scurrying up the tree.
او سنجابهایی را در حال بالا رفتن از درخت دید.
people were scurrying to find shelter from the rain.
افراد برای یافتن پناهگاه از باران در حال دویدن بودند.
the dog was scurrying after the ball.
سگ در حال دویدن به دنبال توپ بود.
at the market, vendors were scurrying to set up their stalls.
در بازار، فروشندگان برای راه اندازی غرفه های خود در حال دویدن بودند.
students were scurrying to finish their assignments.
دانشجویان برای اتمام تکالیف خود در حال دویدن بودند.
she watched the crabs scurrying along the shore.
او خرچنگهایی را در حال دویدن در امتداد ساحل دید.
scurrying mice
موشهای در حال دویدن
scurrying away
دور شدن در حال دویدن
scurrying feet
پاهای در حال دویدن
scurrying children
کودکانی در حال دویدن
scurrying insects
حشرات در حال دویدن
scurrying around
در حال دویدن اطراف
scurrying squirrels
سنجابهای در حال دویدن
scurrying workers
کارگران در حال دویدن
scurrying thoughts
افکار در حال دویدن
scurrying shadows
سایههای در حال دویدن
the mice were scurrying across the kitchen floor.
موشها در حال دویدن در سراسر کف آشپزخانه بودند.
children were scurrying to catch the bus.
کودکان برای گرفتن اتوبوس در حال دویدن بودند.
she saw ants scurrying around the picnic area.
او مورچه هایی را در حال دویدن در اطراف منطقه پیک نیک دید.
the workers were scurrying to meet the deadline.
کارگران برای رسیدن به مهلت مقرر در حال دویدن بودند.
he noticed the squirrels scurrying up the tree.
او سنجابهایی را در حال بالا رفتن از درخت دید.
people were scurrying to find shelter from the rain.
افراد برای یافتن پناهگاه از باران در حال دویدن بودند.
the dog was scurrying after the ball.
سگ در حال دویدن به دنبال توپ بود.
at the market, vendors were scurrying to set up their stalls.
در بازار، فروشندگان برای راه اندازی غرفه های خود در حال دویدن بودند.
students were scurrying to finish their assignments.
دانشجویان برای اتمام تکالیف خود در حال دویدن بودند.
she watched the crabs scurrying along the shore.
او خرچنگهایی را در حال دویدن در امتداد ساحل دید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید