scurryings

[ایالات متحده]/ˈskʌr.i.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskɜr.i.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و به طور عجله حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scurrying mice

موش‌های در حال دویدن

scurrying away

دور شدن در حال دویدن

scurrying feet

پاهای در حال دویدن

scurrying children

کودکانی در حال دویدن

scurrying insects

حشرات در حال دویدن

scurrying around

در حال دویدن اطراف

scurrying squirrels

سنجاب‌های در حال دویدن

scurrying workers

کارگران در حال دویدن

scurrying thoughts

افکار در حال دویدن

scurrying shadows

سایه‌های در حال دویدن

جملات نمونه

the mice were scurrying across the kitchen floor.

موش‌ها در حال دویدن در سراسر کف آشپزخانه بودند.

children were scurrying to catch the bus.

کودکان برای گرفتن اتوبوس در حال دویدن بودند.

she saw ants scurrying around the picnic area.

او مورچه هایی را در حال دویدن در اطراف منطقه پیک نیک دید.

the workers were scurrying to meet the deadline.

کارگران برای رسیدن به مهلت مقرر در حال دویدن بودند.

he noticed the squirrels scurrying up the tree.

او سنجاب‌هایی را در حال بالا رفتن از درخت دید.

people were scurrying to find shelter from the rain.

افراد برای یافتن پناهگاه از باران در حال دویدن بودند.

the dog was scurrying after the ball.

سگ در حال دویدن به دنبال توپ بود.

at the market, vendors were scurrying to set up their stalls.

در بازار، فروشندگان برای راه اندازی غرفه های خود در حال دویدن بودند.

students were scurrying to finish their assignments.

دانشجویان برای اتمام تکالیف خود در حال دویدن بودند.

she watched the crabs scurrying along the shore.

او خرچنگ‌هایی را در حال دویدن در امتداد ساحل دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید