scut

[ایالات متحده]/skʌt/
[بریتانیا]/skʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دم کوتاه، به ویژه از یک گوزن یا خرگوش؛ شخص نفرت‌انگیز
Word Forms
جمعscuts

عبارات و ترکیب‌ها

scut work

کار اسکات

scut around

اسکات در اطراف

scut free

اسکات رایگان

scut job

مشغل اسکات

scut tasks

وظایف اسکات

scut duties

وظایف اسکات

scut labor

سعی اسکات

scut chores

کارهای اسکات

scut workaholic

اسکات کار دیوانه

جملات نمونه

he used to scut around the house doing chores.

او معمولاً در اطراف خانه مشغول انجام کارهای خانه بود.

she had to scut to meet the deadline.

او باید برای رسیدن به مهلت نهایی تلاش می‌کرد.

they saw him scut back and forth in the kitchen.

آنها دیدند که او در آشپزخانه به جلو و عقب می‌رود.

after school, the kids would scut to the playground.

بعد از مدرسه، بچه‌ها به زمین بازی می‌رفتند.

she felt like she was scutting through life without direction.

او احساس می‌کرد که بدون هدف در حال گذراندن زندگی است.

he scuttled away when he heard the noise.

وقتی صدایی شنید، او به سرعت دور شد.

the dog scutted across the yard chasing a butterfly.

سگ در حیاط، در حال تعقیب یک پروانه، به سرعت حرکت کرد.

she had to scut through the crowd to find her friend.

او باید برای پیدا کردن دوستش از میان جمعیت عبور می‌کرد.

he was scutting around the office, trying to finish his work.

او در حال چرخیدن در دفتر بود و سعی می‌کرد کارش را تمام کند.

they watched the crab scut along the beach.

آنها دیدند که خرچنگ در امتداد ساحل به سرعت حرکت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید