scuttled

[ایالات متحده]/ˈskʌtld/
[بریتانیا]/ˈskʌtld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک کشتی را با ایجاد سوراخ در آن غرق کردن; به سرعت فرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scuttled plans

برنامه‌های ناکام

scuttled ship

کشتی غرق شده

scuttled deal

معامله ناکام

scuttled escape

فرار ناکام

scuttled project

پروژه ناکام

scuttled opportunity

فرصت از دست رفته

scuttled negotiations

مذاکرات ناکام

scuttled mission

ماموریت ناکام

scuttled initiative

ابتکار ناکام

scuttled hopes

امیدهای بر باد رفته

جملات نمونه

he scuttled away when he saw the dog.

وقتی سگ را دید، پا به فرار گذاشت.

the crab scuttled across the sand.

خرچنگ روی شن‌ها به سرعت حرکت کرد.

she scuttled to the bus stop to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس به سرعت به ایستگاه اتوبوس رفت.

as soon as the lights turned green, the cars scuttled forward.

به محض اینکه چراغ‌ها سبز شدند، ماشین‌ها به سرعت به جلو حرکت کردند.

the mouse scuttled under the table when it heard the noise.

وقتی صدا را شنید، موش زیر میز پنهان شد.

they scuttled off to the safety of their homes.

آنها برای رسیدن به امنیت خانه‌هایشان به سرعت رفتند.

the children scuttled around the playground with joy.

کودکان با خوشحالی در زمین بازی به سرعت حرکت می‌کردند.

he scuttled through the crowd to reach his friend.

او برای رسیدن به دوستش از میان جمعیت به سرعت عبور کرد.

the insect scuttled away at the slightest movement.

حتی با کوچکترین حرکت، حشره پا به فرار گذاشت.

when the door opened, the cat scuttled inside.

وقتی در باز شد، گربه به سرعت وارد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید