seceded

[ایالات متحده]/sɪˈsiːdɪd/
[بریتانیا]/sɪˈsiːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی از عضویت در یک سازمان کناره‌گیری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

seceded from union

از اتحادیه جدا شد

seceded states

ایالت‌های جدا شده

seceded territory

سرزمین‌های جدا شده

seceded region

مناطق جدا شده

seceded group

گروه‌های جدا شده

seceded faction

فشارهای جدا شده

seceded province

استان‌های جدا شده

seceded area

مناطقی که جدا شده‌اند

seceded entity

یک نهاد جدا شده

seceded population

جمعیت جدا شده

جملات نمونه

the state seceded from the union in 1861.

ایالت در سال 1861 از اتحادیه جدا شد.

many citizens were divided on whether to support the seceded territories.

بسیاری از شهروندان در مورد حمایت از سرزمین‌های جدا شده اختلاف نظر داشتند.

after the war, the seceded states were gradually reintegrated.

پس از جنگ، ایالت‌های جدا شده به تدریج مجدداً ادغام شدند.

the debate over whether the state should have seceded continues today.

بحث در مورد اینکه آیا ایالت باید جدا می‌شد یا نه، همچنان ادامه دارد.

some historians argue that the seceded states had legitimate grievances.

برخی از مورخان استدلال می‌کنند که ایالت‌های جدا شده دلایل موجهی داشتند.

he believed that the seceded regions would thrive independently.

او معتقد بود که مناطق جدا شده به طور مستقل شکوفا خواهند شد.

the seceded areas faced numerous challenges after their departure.

مناطق جدا شده پس از جدایی با چالش‌های متعددی روبرو بودند.

she studied the economic impact of the seceded states.

او بر روی تأثیر اقتصادی ایالت‌های جدا شده مطالعه کرد.

the seceded nation sought recognition from other countries.

کشور جدا شده به دنبال به رسمیت شناختن از سایر کشورها بود.

many felt that the seceded territories had acted out of desperation.

بسیاری احساس کردند که سرزمین‌های جدا شده از سر ناچاری عمل کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید