secedes

[ایالات متحده]/sɪˈsiːdz/
[بریتانیا]/sɪˈsiːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی از عضویت در یک سازمان کناره‌گیری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

state secedes

ایالت جدا می‌شود

country secedes

کشور جدا می‌شود

region secedes

منطقه جدا می‌شود

group secedes

گروه جدا می‌شود

territory secedes

سرزمین جدا می‌شود

province secedes

استان جدا می‌شود

entity secedes

واحده جدا می‌شود

colony secedes

مستعمره جدا می‌شود

faction secedes

گروه جناح جدا می‌شود

alliance secedes

ائتلاف جدا می‌شود

جملات نمونه

the region secedes from the country after years of conflict.

منطقه پس از سال‌ها جنگ از کشور جدا می‌شود.

when a state secedes, it often leads to political turmoil.

زمانی که یک کشور جدا می‌شود، اغلب منجر به آشفتگی سیاسی می‌شود.

he believes that if the group secedes, it will be stronger.

او معتقد است که اگر گروه جدا شود، قوی‌تر خواهد بود.

the decision to secede was not taken lightly by the leaders.

تصمیم برای جدا شدن توسط رهبران به راحتی گرفته نشد.

in history, many nations have seceded for independence.

در طول تاریخ، بسیاری از کشورها برای استقلال جدا شده‌اند.

after the referendum, the province officially secedes.

پس از همه‌پرسی، استان به طور رسمی جدا می‌شود.

she argued that secedes could be a viable option for the community.

او استدلال کرد که جدا شدن می‌تواند یک گزینه مناسب برای جامعه باشد.

secedes often result in negotiations and treaties.

جدا شدن اغلب منجر به مذاکرات و معاهدات می‌شود.

the movement to secede gained momentum in recent years.

جنبش برای جدا شدن در سال‌های اخیر قدرت گرفته است.

when a territory secedes, it must establish its own government.

زمانی که یک منطقه جدا می‌شود، باید دولت خود را ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید