sectioner tool
ابزار تقسیمبندی
hair sectioner
تقسیمکننده مو
using a sectioner
استفاده از تقسیمکننده
sectioner comb
شانه تقسیمکننده
professional sectioner
تقسیمکننده حرفهای
sectioner line
خط تقسیمکننده
sectioner's job
کار تقسیمکننده
new sectioner
تقسیمکننده جدید
sectioner placement
قرار دادن تقسیمکننده
sectioner technique
تکنیک تقسیمکننده
the sectioner carefully measured the wood for precise cuts.
قطعهبر دقیقاً چوب را برای برشهای دقیق اندازهگیری کرد.
we need a reliable sectioner to divide the large batch of samples.
ما به یک قطعهبر قابل اعتماد برای تقسیم دسته بزرگ نمونهها نیاز داریم.
the automated sectioner increased production speed significantly.
قطعهبر خودکار به طور قابل توجهی سرعت تولید را افزایش داد.
the sectioner's blade needs sharpening before the next run.
قبل از اجرای بعدی، تیغه قطعهبر نیاز به تیز کردن دارد.
training for the new sectioner will take place next week.
آموزش برای قطعهبر جدید هفته آینده برگزار خواهد شد.
the sectioner malfunctioned, causing a production delay.
قطعهبر دچار نقص فنی شد و باعث تأخیر در تولید شد.
the experienced sectioner demonstrated the machine's operation.
قطعهبر با تجربه نحوه کار دستگاه را نشان داد.
safety protocols are essential when operating a sectioner.
رعایت پروتکلهای ایمنی هنگام کار با قطعهبر ضروری است.
the sectioner’s settings were adjusted for optimal performance.
تنظیمات قطعهبر برای عملکرد بهینه تنظیم شدند.
we purchased a new sectioner to handle the increased workload.
ما یک قطعهبر جدید برای رسیدگی به حجم کاری بیشتر خریداری کردیم.
the sectioner’s maintenance schedule was reviewed and updated.
برنامه تعمیر و نگهداری قطعهبر مورد بررسی و بهروزرسانی قرار گرفت.
sectioner tool
ابزار تقسیمبندی
hair sectioner
تقسیمکننده مو
using a sectioner
استفاده از تقسیمکننده
sectioner comb
شانه تقسیمکننده
professional sectioner
تقسیمکننده حرفهای
sectioner line
خط تقسیمکننده
sectioner's job
کار تقسیمکننده
new sectioner
تقسیمکننده جدید
sectioner placement
قرار دادن تقسیمکننده
sectioner technique
تکنیک تقسیمکننده
the sectioner carefully measured the wood for precise cuts.
قطعهبر دقیقاً چوب را برای برشهای دقیق اندازهگیری کرد.
we need a reliable sectioner to divide the large batch of samples.
ما به یک قطعهبر قابل اعتماد برای تقسیم دسته بزرگ نمونهها نیاز داریم.
the automated sectioner increased production speed significantly.
قطعهبر خودکار به طور قابل توجهی سرعت تولید را افزایش داد.
the sectioner's blade needs sharpening before the next run.
قبل از اجرای بعدی، تیغه قطعهبر نیاز به تیز کردن دارد.
training for the new sectioner will take place next week.
آموزش برای قطعهبر جدید هفته آینده برگزار خواهد شد.
the sectioner malfunctioned, causing a production delay.
قطعهبر دچار نقص فنی شد و باعث تأخیر در تولید شد.
the experienced sectioner demonstrated the machine's operation.
قطعهبر با تجربه نحوه کار دستگاه را نشان داد.
safety protocols are essential when operating a sectioner.
رعایت پروتکلهای ایمنی هنگام کار با قطعهبر ضروری است.
the sectioner’s settings were adjusted for optimal performance.
تنظیمات قطعهبر برای عملکرد بهینه تنظیم شدند.
we purchased a new sectioner to handle the increased workload.
ما یک قطعهبر جدید برای رسیدگی به حجم کاری بیشتر خریداری کردیم.
the sectioner’s maintenance schedule was reviewed and updated.
برنامه تعمیر و نگهداری قطعهبر مورد بررسی و بهروزرسانی قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید