| جمع | semi-opaques |
semi-opaque film
فیلم نیمه نافذ
semi-opaque light
نور نیمه نافذ
becoming semi-opaque
در حال شدن به نیمه نافذ
semi-opaque effect
اثر نیمه نافذ
semi-opaque surface
سطح نیمه نافذ
semi-opaque glass
شیشه نیمه نافذ
semi-opaque material
مواد نیمه نافذ
semi-opaque curtain
پرده نیمه نافذ
semi-opaque shade
سایه نیمه نافذ
semi-opaque layer
لایه نیمه نافذ
the curtains were semi-opaque, allowing a soft glow into the room.
پردهها نیمهنافذ بودند و نور نرمی را به اتاق وارد میکردند.
the artist used semi-opaque layers to create depth in the painting.
هنرمند لایههای نیمهنافذ را برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.
the film featured a semi-opaque filter, giving it a dreamlike quality.
فیلم فیلتری نیمهنافذ داشت که به آن کیفیت رویایی میبخشد.
the glass was intentionally made semi-opaque for privacy.
شیشه به عمد نیمهنافذ ساخته شد تا حریم خصوصی حفظ شود.
the fabric had a semi-opaque quality, perfect for sheer curtains.
پارچه دارای کیفیت نیمهنافذ بود که برای پردههای نازک کاملاً مناسب بود.
the design incorporated semi-opaque panels to diffuse the light.
طراحی پانلهای نیمهنافذ را برای پراش نور ادغام کرد.
the lampshade was crafted from semi-opaque resin.
پرده لامپ از رزین نیمهنافذ ساخته شد.
the glaze on the pottery was beautifully semi-opaque.
لایهپوش روی سفال بهطور زیبایی نیمهنافذ بود.
the screen door was semi-opaque, letting us see the garden.
در شاشهای نیمهنافذ بود که به ما اجازه میداد گیاهان را ببینیم.
the plastic sheeting was semi-opaque, providing some protection from the sun.
فیلم پلاستیکی نیمهنافذ بود که از ما در برابر خورشید حفاظت میکرد.
the stained glass window used semi-opaque colors to create a vibrant effect.
پنجره شیشهای رنگی از رنگهای نیمهنافذ برای ایجاد اثری زنده استفاده کرد.
semi-opaque film
فیلم نیمه نافذ
semi-opaque light
نور نیمه نافذ
becoming semi-opaque
در حال شدن به نیمه نافذ
semi-opaque effect
اثر نیمه نافذ
semi-opaque surface
سطح نیمه نافذ
semi-opaque glass
شیشه نیمه نافذ
semi-opaque material
مواد نیمه نافذ
semi-opaque curtain
پرده نیمه نافذ
semi-opaque shade
سایه نیمه نافذ
semi-opaque layer
لایه نیمه نافذ
the curtains were semi-opaque, allowing a soft glow into the room.
پردهها نیمهنافذ بودند و نور نرمی را به اتاق وارد میکردند.
the artist used semi-opaque layers to create depth in the painting.
هنرمند لایههای نیمهنافذ را برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.
the film featured a semi-opaque filter, giving it a dreamlike quality.
فیلم فیلتری نیمهنافذ داشت که به آن کیفیت رویایی میبخشد.
the glass was intentionally made semi-opaque for privacy.
شیشه به عمد نیمهنافذ ساخته شد تا حریم خصوصی حفظ شود.
the fabric had a semi-opaque quality, perfect for sheer curtains.
پارچه دارای کیفیت نیمهنافذ بود که برای پردههای نازک کاملاً مناسب بود.
the design incorporated semi-opaque panels to diffuse the light.
طراحی پانلهای نیمهنافذ را برای پراش نور ادغام کرد.
the lampshade was crafted from semi-opaque resin.
پرده لامپ از رزین نیمهنافذ ساخته شد.
the glaze on the pottery was beautifully semi-opaque.
لایهپوش روی سفال بهطور زیبایی نیمهنافذ بود.
the screen door was semi-opaque, letting us see the garden.
در شاشهای نیمهنافذ بود که به ما اجازه میداد گیاهان را ببینیم.
the plastic sheeting was semi-opaque, providing some protection from the sun.
فیلم پلاستیکی نیمهنافذ بود که از ما در برابر خورشید حفاظت میکرد.
the stained glass window used semi-opaque colors to create a vibrant effect.
پنجره شیشهای رنگی از رنگهای نیمهنافذ برای ایجاد اثری زنده استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید