sentimentalize memories
احساساتی کردن خاطرات
sentimentalize love
احساساتی کردن عشق
sentimentalize past
احساساتی کردن گذشته
sentimentalize moments
احساساتی کردن لحظات
sentimentalize experiences
احساساتی کردن تجربیات
sentimentalize relationships
احساساتی کردن روابط
sentimentalize nostalgia
احساساتی کردن دلتنگی
sentimentalize stories
احساساتی کردن داستانها
sentimentalize art
احساساتی کردن هنر
people often sentimentalize their childhood memories.
افراد اغلب خاطرات دوران کودکی خود را بیش از حد احساسی جلوه میدهند.
it's easy to sentimentalize moments from the past.
به راحتی میتوان لحظاتی از گذشته را بیش از حد احساسی جلوه داد.
she tends to sentimentalize her relationships.
او معمولاً روابط خود را بیش از حد احساسی جلوه میدهد.
writers often sentimentalize love in their stories.
نویسندگان اغلب عشق را در داستانهای خود بیش از حد احساسی جلوه میدهند.
they sentimentalize the struggles of their ancestors.
آنها مبارزات نیاکان خود را بیش از حد احساسی جلوه میدهند.
some films sentimentalize historical events.
برخی از فیلمها رویدادهای تاریخی را بیش از حد احساسی جلوه میدهند.
don't sentimentalize the hardships you've faced.
مشکلاتی که متحمل شدهاید را بیش از حد احساسی جلوه ندهید.
he tends to sentimentalize his travels.
او معمولاً سفرهای خود را بیش از حد احساسی جلوه میدهد.
many people sentimentalize the idea of home.
بسیاری از مردم ایده خانه را بیش از حد احساسی جلوه میدهند.
artists often sentimentalize nature in their work.
هنرمندان اغلب طبیعت را در آثار خود بیش از حد احساسی جلوه میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید