sermonises

[ایالات متحده]/ˈsɜː.mə.naɪz/
[بریتانیا]/ˈsɜr.mə.naɪz/

ترجمه

vt. موعظه یا سخنرانی کردن
vi. موعظه یا سخنرانی اخلاقی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

sermonise about life

در مورد زندگی وعظ کنید

sermonise on morality

در مورد اخلاق وعظ کنید

sermonise to youth

به جوانان وعظ کنید

sermonise during service

در طول خدمت وعظ کنید

sermonise with passion

با شور وعظ کنید

sermonise for change

برای تغییر وعظ کنید

sermonise on faith

در مورد ایمان وعظ کنید

sermonise to congregation

به جمعيت وعظ کنید

sermonise about hope

در مورد اميد وعظ کنید

sermonise in church

در کلیسا وعظ کنید

جملات نمونه

he tends to sermonise about the importance of honesty.

او معمولاً در مورد اهمیت صداقت وعظ می‌کند.

during the meeting, she sermonised on the need for teamwork.

در طول جلسه، او در مورد نیاز به کار گروهی وعظ کرد.

it's exhausting to listen to him sermonise every time we meet.

هر بار که با او ملاقات می‌کنیم، گوش دادن به وعظ او خسته‌کننده است.

he often sermonises about the dangers of procrastination.

او اغلب در مورد خطرات تعلل وعظ می‌کند.

she sermonised passionately about environmental issues.

او با شور و شوق در مورد مسائل زیست محیطی وعظ کرد.

many people find it hard to accept when he sermonises.

بسیاری از مردم قبول کردن وقتی او وعظ می‌کند را دشوار می‌دانند.

he likes to sermonise on moral values during family gatherings.

او دوست دارد در گردهمایی‌های خانوادگی در مورد ارزش‌های اخلاقی وعظ کند.

she sermonised about the benefits of a healthy lifestyle.

او در مورد فواید یک سبک زندگی سالم وعظ کرد.

when he sermonises, people often tune out.

وقتی او وعظ می‌کند، مردم اغلب بی‌توجه می‌شوند.

it's not effective to sermonise without providing solutions.

وعظ بدون ارائه راه حل مؤثر نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید