shebang

[ایالات متحده]/ʃəˈbæŋ/
[بریتانیا]/ʃəˈbæŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت، فعالیت یا چیز؛ یک انبار یا محل سکونت؛ یک کازینو، میخانه یا خانه فساد؛ تمام دارایی‌ها یا املاک
Word Forms
جمعshebangs

عبارات و ترکیب‌ها

the whole shebang

کل مجموعه

shebang line

خط شِبانگ

this shebang

این شِبانگ

that shebang

آن شِبانگ

big shebang

شِبانگ بزرگ

little shebang

شِبانگ کوچک

shebang party

جشن شِبانگ

shebang deal

معامله شِبانگ

shebang setup

راه اندازی شِبانگ

shebang event

رویداد شِبانگ

جملات نمونه

we're going to set up the whole shebang this weekend.

ما قصد داریم این آخر هفته کل همه‌چیز را راه‌اندازی کنیم.

he organized the entire shebang for the charity event.

او کل همه‌چیز را برای رویداد خیریه سازماندهی کرد.

they decided to include the whole shebang in the project proposal.

آنها تصمیم گرفتند کل همه‌چیز را در پیشنهاد پروژه بگنجانند.

the party was a complete shebang with food, drinks, and entertainment.

جشن یک همه‌چیز کامل با غذا، نوشیدنی و سرگرمی بود.

she wants to plan the whole shebang for her wedding.

او می‌خواهد کل همه‌چیز را برای عروسی‌اش برنامه‌ریزی کند.

we need to figure out the shebang before the deadline.

ما باید قبل از مهلت مقرر همه‌چیز را مشخص کنیم.

make sure to include the shebang in your report.

مطمئن شوید که همه‌چیز را در گزارش خود بگنجانید.

that project is a real shebang; it requires a lot of resources.

آن پروژه یک همه‌چیز واقعی است؛ به منابع زیادی نیاز دارد.

getting the shebang off the ground took a lot of effort.

راه‌اندازی همه‌چیز تلاش زیادی کرد.

they presented the whole shebang during the conference.

آنها کل همه‌چیز را در طول کنفرانس ارائه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید