shemozzles

[ایالات متحده]/ʃəˈmɒzl/
[بریتانیا]/ʃəˈmɑːzl/

ترجمه

n. یک حالت سردرگمی یا بی‌نظمی؛ دشواری یا مشکل

عبارات و ترکیب‌ها

what a shemozzle

چه هرج و مرنجی

total shemozzle

هرج و مرنج کامل

shemozzle situation

وضعیت هرج و مرنج

shemozzle it up

آن را به هرج و مرنج بکشید

make a shemozzle

یک هرج و مرنج ایجاد کنید

shemozzle at work

هرج و مرنج در محل کار

shemozzle of events

هرج و مرنج رویدادها

shemozzle day

روز هرج و مرنج

shemozzle after party

جشن بعد از هرج و مرنج

جملات نمونه

after the party, it turned into a real shemozzle.

بعد از مهمانی، به هرج و مرج واقعی تبدیل شد.

the project was a complete shemozzle due to poor planning.

به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف، پروژه به هرج و مرج کامل تبدیل شد.

he made a shemozzle of the presentation with all his mistakes.

او با تمام اشتباهاتش، ارائه را به هرج و مرج تبدیل کرد.

the shemozzle at the event left everyone confused.

هرج و مرج در رویداد باعث سردرگمی همه شد.

when the instructions were unclear, it turned into a shemozzle.

وقتی دستورالعمل‌ها نامشخص بودند، به هرج و مرج تبدیل شد.

it was a shemozzle trying to coordinate all the schedules.

هماهنگ کردن تمام برنامه‌ها به هرج و مرج تبدیل شد.

the shemozzle in the kitchen resulted in burnt food.

هرج و مرج در آشپزخانه منجر به سوختن غذا شد.

her attempt to organize the event ended in a shemozzle.

تلاش او برای سازماندهی رویداد به هرج و مرج ختم شد.

they had a shemozzle figuring out the logistics.

آنها در تلاش برای درک تدارکات دچار هرج و مرج شدند.

the shemozzle during the meeting made it hard to focus.

هرج و مرج در طول جلسه باعث شد تمرکز کردن دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید