shew

[ایالات متحده]/ʃəʊ/
[بریتانیا]/ʃo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایش، نمایشگاه، نمونه، ظاهر، تظاهر
v. ارائه دادن، نشان دادن، نمایش دادن، نشان دادن، پروژه کردن
Word Forms
جمعshews
زمان گذشتهshewed
شکل سوم شخص مفردshews
صفت یا فعل حال استمراریshewing
قسمت سوم فعلshewn

عبارات و ترکیب‌ها

shew up

ظاهر شدن

shew off

خودنمایی کردن

جملات نمونه

7 In all things shewing thyself a pattern of good works: in doctrine shewing uncorruptness, gravity, sincerity,

7 در همه چیز خود را الگویی از کارهای خوب نشان دهید: در تعلیم، بی‌گناه‌کاری، جدی بودن و صداقت را نشان دهید.

Tit 2:7 In all things shewing thyself a pattern of good works: in doctrine shewing uncorruptness, gravity, sincerity,

در همه امور، الگوی خوبی باشید: در تعلیم، بی‌گناه‌، جدی و صادق باشید.

And forgat his works, and his wonders that he had shewed them.

و کارهای و شگفتی‌هایی که به آنها نشان داده بود را فراموش کرد.

and with the froward thou wilt shew thyself unsavoury. terhadap orang yang suci Engkau berlaku suci, tetapi terhadap orang yang bengkok Engkau berlaku belat-belit.

و با فریبکاران، تو خود را ناخوشایند نشان خواهی داد. در برابر افراد مقدس، تو مقدس رفتار می‌کنی، اما در برابر افراد کج‌رو، تو رفتار دوگانه خواهی داشت.

نمونه‌های واقعی

Police and stadium officials worked to shew the animal out of the venue.

مسئولان پلیس و استادیوم برای بیرون بردن حیوان از محل تلاش کردند.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

It shews an affection for her sister that is very pleasing, said Bingley.

او علاقه ای به خواهرش نشان می دهد که بسیار دلپذیر است، گفت بینگلی.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

Her not objecting, does not justify him. It only shews her being deficient in something herself sense or feeling.

اعتراض نکردن او او را توجیه نمی کند. این فقط نشان می دهد که او در چیزی کمبود دارد، یا حس یا احساس خود.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

You shewed me how insufficient were all my pretensions to please a woman worthy of being pleased.

شما به من نشان دادید که همه ادعاهای من برای خوشحال کردن زنی که شایسته خوشحال شدن است، چقدر ناکافی بودند.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

He had never shewn such emotion to her or her children.

او هرگز چنین احساسی را به او یا فرزندانش نشان نداده بود.

منبع: The Red and the Black (Part One)

And with these words the bride drew forth the finger and shewed it to the assembled guests.

و با این سخنان، عروس انگشت را بیرون آورد و به مهمانان نشان داد.

منبع: Grimm's Fairy Tales (Volume 1)

Arthur was shewn with his two friends into the consulting-room, and after a short interval the doctor came in.

آرتور با دو دوستش به اتاق مشاوره راهنمایی شد و پس از مدت کوتاهی دکتر وارد شد.

منبع: Magician

She was shewn into the breakfastparlour, where all but Jane were assembled, and where her appearance created a great deal of surprise.

او به اتاق صبحانه راهنمایی شد، جایی که همه به جز جین جمع شده بودند و حضور او باعث تعجب زیادی شد.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

" Here it is. I did not want to shew it to you before you were prepared for it" .

اینجا است. نمی خواستم قبل از اینکه برای آن آماده باشید، آن را به شما نشان دهم.

منبع: The Red and the Black (Part Four)

The administration of justice, it has been shewn, instead of being a cause of expense was a source of revenue.

همانطور که نشان داده شده است، اجرای عدالت به جای اینکه منبع هزینه باشد، منبع درآمد بود.

منبع: The Wealth of Nations (Part Five)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید