shill

[ایالات متحده]/ʃɪl/
[بریتانیا]/ʃɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شریک یک فروشنده یا قمارباز؛ فریب‌کار استخدام‌شده؛ طعمه
vt. به عنوان یک فریب‌کار استخدام‌شده عمل کردن
vi. به عنوان یک فریب‌کار استخدام‌شده خدمت کردن
adj. تیز یا نازک (باستانی)
Word Forms
جمعshills

عبارات و ترکیب‌ها

shill for

جناغی برای

shill game

بازی جناغی

shill bidding

مزایده جناغی

shill ads

تبلیغات جناغی

shill tactics

تاکتیک‌های جناغی

shill seller

فروشنده جناغی

shill reviews

نقد و بررسی‌های جناغی

shill marketing

بازاریابی جناغی

shill operation

عملیات جناغی

shill strategy

استراتژی جناغی

جملات نمونه

the company hired a shill to promote their products.

شرکت استخدام کرد یک دلال برای ترویج محصولات خود.

it's unethical to shill for a brand without disclosing it.

تبلیغ غیر اخلاقی برای یک برند بدون افشا کردن آن است.

he acted as a shill during the product launch event.

او به عنوان یک دلال در رویداد راه اندازی محصول عمل کرد.

many online reviews are written by shills to boost sales.

نظرات آنلاین زیادی توسط دلالان برای افزایش فروش نوشته می شوند.

they accused him of being a shill for the gambling site.

آنها او را به دلال بودن برای سایت شرط بندی متهم کردند.

shilling can damage a brand's reputation if discovered.

تبلیغ کردن می تواند به شهرت یک برند آسیب برساند اگر کشف شود.

she was exposed as a shill for the controversial product.

او به عنوان یک دلال برای محصول جنجالی رسوا شد.

shills often create fake accounts to mislead consumers.

دلالان اغلب حساب های جعلی ایجاد می کنند تا مصرف کنندگان را گمراه کنند.

it's important to recognize when someone is acting as a shill.

مهم است که تشخیص دهید چه زمانی کسی به عنوان یک دلال عمل می کند.

some influencers have been criticized for shilling products.

برخی از اینفلوئنسرها به خاطر تبلیغ محصولات مورد انتقاد قرار گرفته اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید