shirtfront

[ایالات متحده]/ˈʃɜːtfrʌnt/
[بریتانیا]/ˈʃɜrtfrʌnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت جلویی یک پیراهن؛ ناحیه سینه یک پیراهن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shirtfront style

سبک یقه

shirtfront design

طراحی یقه

shirtfront button

دکمه یقه

shirtfront collar

یقه

shirtfront fabric

پارچه یقه

shirtfront fit

اندازه یقه

shirtfront pattern

الگوی یقه

shirtfront color

رنگ یقه

shirtfront seam

درز یقه

shirtfront pocket

جیب یقه

جملات نمونه

he wore a crisp shirtfront to the meeting.

او یک یقه آستین تمیز به جلسه پوشید.

the shirtfront was stained after the lunch.

پس از ناهار یقه آستین لکه دار شده بود.

she ironed his shirtfront before the event.

او قبل از رویداد یقه آستین او را اتو کرد.

his shirtfront was perfectly pressed for the interview.

یقه آستین او برای مصاحبه به خوبی اتو شده بود.

the designer added embellishments to the shirtfront.

طراح تزئیناتی را به یقه آستین اضافه کرد.

she noticed a button missing from his shirtfront.

او متوجه شد که یک دکمه از یقه آستین او گم شده است.

he always chooses a white shirtfront for formal occasions.

او همیشه یک یقه آستین سفید برای مناسبت های رسمی انتخاب می کند.

the shirtfront was a vibrant color that stood out.

رنگ یقه آستین زنده بود و چشم ها را به خود جلب می کرد.

she carefully buttoned her shirtfront before leaving.

او قبل از رفتن به دقت یقه آستین خود را دکمه کرد.

he adjusted his tie over his shirtfront.

او کراوات خود را روی یقه آستینش تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید