shitlist

[ایالات متحده]/ˈʃɪt.lɪst/
[بریتانیا]/ˈʃɪt.lɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فهرستی از افراد یا چیزهایی که فرد از آنها متنفر است یا علیه آنها شکایت دارد
Word Forms
جمعshitlists

عبارات و ترکیب‌ها

on the shitlist

در لیست سیاه

make the shitlist

وارد کردن در لیست سیاه

add to shitlist

اضافه کردن به لیست سیاه

shitlist material

مواد لیست سیاه

top of shitlist

بالای لیست سیاه

clear the shitlist

حذف از لیست سیاه

shitlist status

وضعیت لیست سیاه

shitlist update

به‌روزرسانی لیست سیاه

shitlist warning

هشدار لیست سیاه

shitlist removal

حذف لیست سیاه

جملات نمونه

after the meeting, he definitely made it onto my shitlist.

بعد از جلسه، او قطعا وارد لیست سیاه من شد.

she has a long shitlist of people who have wronged her.

او لیستی طولانی از افرادی دارد که به او آسیب رسانده اند.

getting on my shitlist is not something you want to do.

وارد شدن به لیست سیاه من چیزی نیست که بخواهید انجام دهید.

he always finds a way to stay off my shitlist.

او همیشه راهی برای دور ماندن از لیست سیاه من پیدا می کند.

after that incident, she was firmly on my shitlist.

بعد از آن اتفاق، او به طور محکم وارد لیست سیاه من شد.

once you’re on my shitlist, it’s hard to come back.

هنگامی که وارد لیست سیاه من شدید، بازگشت دشوار است.

his rude comments put him right on my shitlist.

اظهارات بی ادبانه او او را بلافاصله وارد لیست سیاه من کرد.

she jokingly mentioned her coworker's name on her shitlist.

او به طور شوخی نام همکارش را در لیست سیاه خود ذکر کرد.

being late again has landed him on my shitlist.

دیر رسیدن دوباره او را وارد لیست سیاه من کرد.

it’s best to avoid making a shitlist in the workplace.

بهتر است از تهیه لیست سیاه در محل کار خودداری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید