| جمع | shitlists |
on the shitlist
در لیست سیاه
make the shitlist
وارد کردن در لیست سیاه
add to shitlist
اضافه کردن به لیست سیاه
shitlist material
مواد لیست سیاه
top of shitlist
بالای لیست سیاه
clear the shitlist
حذف از لیست سیاه
shitlist status
وضعیت لیست سیاه
shitlist update
بهروزرسانی لیست سیاه
shitlist warning
هشدار لیست سیاه
shitlist removal
حذف لیست سیاه
after the meeting, he definitely made it onto my shitlist.
بعد از جلسه، او قطعا وارد لیست سیاه من شد.
she has a long shitlist of people who have wronged her.
او لیستی طولانی از افرادی دارد که به او آسیب رسانده اند.
getting on my shitlist is not something you want to do.
وارد شدن به لیست سیاه من چیزی نیست که بخواهید انجام دهید.
he always finds a way to stay off my shitlist.
او همیشه راهی برای دور ماندن از لیست سیاه من پیدا می کند.
after that incident, she was firmly on my shitlist.
بعد از آن اتفاق، او به طور محکم وارد لیست سیاه من شد.
once you’re on my shitlist, it’s hard to come back.
هنگامی که وارد لیست سیاه من شدید، بازگشت دشوار است.
his rude comments put him right on my shitlist.
اظهارات بی ادبانه او او را بلافاصله وارد لیست سیاه من کرد.
she jokingly mentioned her coworker's name on her shitlist.
او به طور شوخی نام همکارش را در لیست سیاه خود ذکر کرد.
being late again has landed him on my shitlist.
دیر رسیدن دوباره او را وارد لیست سیاه من کرد.
it’s best to avoid making a shitlist in the workplace.
بهتر است از تهیه لیست سیاه در محل کار خودداری کنید.
on the shitlist
در لیست سیاه
make the shitlist
وارد کردن در لیست سیاه
add to shitlist
اضافه کردن به لیست سیاه
shitlist material
مواد لیست سیاه
top of shitlist
بالای لیست سیاه
clear the shitlist
حذف از لیست سیاه
shitlist status
وضعیت لیست سیاه
shitlist update
بهروزرسانی لیست سیاه
shitlist warning
هشدار لیست سیاه
shitlist removal
حذف لیست سیاه
after the meeting, he definitely made it onto my shitlist.
بعد از جلسه، او قطعا وارد لیست سیاه من شد.
she has a long shitlist of people who have wronged her.
او لیستی طولانی از افرادی دارد که به او آسیب رسانده اند.
getting on my shitlist is not something you want to do.
وارد شدن به لیست سیاه من چیزی نیست که بخواهید انجام دهید.
he always finds a way to stay off my shitlist.
او همیشه راهی برای دور ماندن از لیست سیاه من پیدا می کند.
after that incident, she was firmly on my shitlist.
بعد از آن اتفاق، او به طور محکم وارد لیست سیاه من شد.
once you’re on my shitlist, it’s hard to come back.
هنگامی که وارد لیست سیاه من شدید، بازگشت دشوار است.
his rude comments put him right on my shitlist.
اظهارات بی ادبانه او او را بلافاصله وارد لیست سیاه من کرد.
she jokingly mentioned her coworker's name on her shitlist.
او به طور شوخی نام همکارش را در لیست سیاه خود ذکر کرد.
being late again has landed him on my shitlist.
دیر رسیدن دوباره او را وارد لیست سیاه من کرد.
it’s best to avoid making a shitlist in the workplace.
بهتر است از تهیه لیست سیاه در محل کار خودداری کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید