shivs

[ایالات متحده]/ʃɪv/
[بریتانیا]/ʃɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاقو یا تیغ، به ویژه یکی که به عنوان سلاح استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

shiv it

شیوه کردن آن

shiv someone

شیوه کردن کسی

make a shiv

ساختن یک شیوه

shiv in hand

شیوه در دست

sharpen a shiv

تیز کردن یک شیوه

shiv attack

حمله با شیوه

hide a shiv

پنهان کردن یک شیوه

shiv out

بیرون آوردن شیوه

shiv fight

مبارزه با شیوه

shiv wound

زخم ناشی از شیوه

جملات نمونه

he was caught trying to shiv someone in the alley.

او در حال تلاش برای زخمی کردن کسی در کوچه گیر افتاد.

the prison gang members often use a shiv for protection.

اعضای باند زندان اغلب از یک شیوه برای محافظت استفاده می کنند.

she hid a shiv in her boot for safety.

او برای ایمنی یک شیوه را در چکمه خود پنهان کرد.

they warned him not to bring a shiv to the fight.

آنها به او هشدار دادند که یک شیوه را به مبارزه نبرد.

in the movie, the hero uses a shiv to escape.

در فیلم، قهرمان از یک شیوه برای فرار استفاده می کند.

he fashioned a shiv out of a toothbrush.

او یک شیوه از یک مسواک درست کرد.

the guards searched for any hidden shivs.

نگهبانان به دنبال هر شیوه پنهانی بودند.

using a shiv is illegal in many places.

استفاده از یک شیوه در بسیاری از مکان ها غیرقانونی است.

he was nervous about carrying a shiv in his bag.

او در مورد حمل یک شیوه در کیف خود مضطرب بود.

during the riot, a shiv became a crucial weapon.

در طول شورش، یک شیوه به یک سلاح حیاتی تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید