shiv it
شیوه کردن آن
shiv someone
شیوه کردن کسی
make a shiv
ساختن یک شیوه
shiv in hand
شیوه در دست
sharpen a shiv
تیز کردن یک شیوه
shiv attack
حمله با شیوه
hide a shiv
پنهان کردن یک شیوه
shiv out
بیرون آوردن شیوه
shiv fight
مبارزه با شیوه
shiv wound
زخم ناشی از شیوه
he was caught trying to shiv someone in the alley.
او در حال تلاش برای زخمی کردن کسی در کوچه گیر افتاد.
the prison gang members often use a shiv for protection.
اعضای باند زندان اغلب از یک شیوه برای محافظت استفاده می کنند.
she hid a shiv in her boot for safety.
او برای ایمنی یک شیوه را در چکمه خود پنهان کرد.
they warned him not to bring a shiv to the fight.
آنها به او هشدار دادند که یک شیوه را به مبارزه نبرد.
in the movie, the hero uses a shiv to escape.
در فیلم، قهرمان از یک شیوه برای فرار استفاده می کند.
he fashioned a shiv out of a toothbrush.
او یک شیوه از یک مسواک درست کرد.
the guards searched for any hidden shivs.
نگهبانان به دنبال هر شیوه پنهانی بودند.
using a shiv is illegal in many places.
استفاده از یک شیوه در بسیاری از مکان ها غیرقانونی است.
he was nervous about carrying a shiv in his bag.
او در مورد حمل یک شیوه در کیف خود مضطرب بود.
during the riot, a shiv became a crucial weapon.
در طول شورش، یک شیوه به یک سلاح حیاتی تبدیل شد.
shiv it
شیوه کردن آن
shiv someone
شیوه کردن کسی
make a shiv
ساختن یک شیوه
shiv in hand
شیوه در دست
sharpen a shiv
تیز کردن یک شیوه
shiv attack
حمله با شیوه
hide a shiv
پنهان کردن یک شیوه
shiv out
بیرون آوردن شیوه
shiv fight
مبارزه با شیوه
shiv wound
زخم ناشی از شیوه
he was caught trying to shiv someone in the alley.
او در حال تلاش برای زخمی کردن کسی در کوچه گیر افتاد.
the prison gang members often use a shiv for protection.
اعضای باند زندان اغلب از یک شیوه برای محافظت استفاده می کنند.
she hid a shiv in her boot for safety.
او برای ایمنی یک شیوه را در چکمه خود پنهان کرد.
they warned him not to bring a shiv to the fight.
آنها به او هشدار دادند که یک شیوه را به مبارزه نبرد.
in the movie, the hero uses a shiv to escape.
در فیلم، قهرمان از یک شیوه برای فرار استفاده می کند.
he fashioned a shiv out of a toothbrush.
او یک شیوه از یک مسواک درست کرد.
the guards searched for any hidden shivs.
نگهبانان به دنبال هر شیوه پنهانی بودند.
using a shiv is illegal in many places.
استفاده از یک شیوه در بسیاری از مکان ها غیرقانونی است.
he was nervous about carrying a shiv in his bag.
او در مورد حمل یک شیوه در کیف خود مضطرب بود.
during the riot, a shiv became a crucial weapon.
در طول شورش، یک شیوه به یک سلاح حیاتی تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید