shleps

[ایالات متحده]/ʃlɛp/
[بریتانیا]/ʃlep/

ترجمه

v. کشیدن یا جابجا کردن
n. یک شخص یا چیز بی‌فایده؛ یک احمق

عبارات و ترکیب‌ها

shlep around

گشتن و چرخیدن

shlep stuff

چیدن وسایل

shlep home

رفتن به خانه

shlep bags

حمل کردن کیسه‌ها

shlep it

آن را حمل کردن

shlep off

رفتن

shlep back

بازگشت

shlep things

حمل کردن وسایل

shlep along

همراه آمدن

جملات نمونه

after the party, i had to shlep all the leftover food home.

بعد از مهمانی، مجبور شدم تمام غذای باقی‌مانده را به خانه ببرم.

he always shleps his heavy backpack to school.

او همیشه کوله‌پشتی سنگینش را به مدرسه می‌برد.

we shlepped our luggage through the airport.

ما چمدان‌هایمان را از طریق فرودگاه حمل کردیم.

she didn't want to shlep all those books to the library.

او نمی‌خواست همه آن کتاب‌ها را به کتابخانه ببرد.

it’s a hassle to shlep groceries up three flights of stairs.

حمل کردن مواد غذایی تا سه طبقه پله‌ها دردسرس است.

he had to shlep the old furniture out of the house.

او مجبور شد وسایل قدیمی را از خانه بیرون ببرد.

they shlepped all their camping gear to the site.

آنها تمام وسایل کمپینگ خود را به محل بردند.

she shlepped her kids to the park every weekend.

او آخر هفته‌ها بچه‌هایش را به پارک می‌برد.

don't shlep that heavy box by yourself; let me help you.

آن جعبه سنگین را به تنهایی بلند نکن؛ اجازه بده کمکت کنم.

he always shleps his guitar to every gathering.

او همیشه گیتارش را به هر جمعیتی می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید