shlep around
گشتن و چرخیدن
shlep stuff
چیدن وسایل
shlep home
رفتن به خانه
shlep bags
حمل کردن کیسهها
shlep it
آن را حمل کردن
shlep off
رفتن
shlep back
بازگشت
shlep things
حمل کردن وسایل
shlep along
همراه آمدن
after the party, i had to shlep all the leftover food home.
بعد از مهمانی، مجبور شدم تمام غذای باقیمانده را به خانه ببرم.
he always shleps his heavy backpack to school.
او همیشه کولهپشتی سنگینش را به مدرسه میبرد.
we shlepped our luggage through the airport.
ما چمدانهایمان را از طریق فرودگاه حمل کردیم.
she didn't want to shlep all those books to the library.
او نمیخواست همه آن کتابها را به کتابخانه ببرد.
it’s a hassle to shlep groceries up three flights of stairs.
حمل کردن مواد غذایی تا سه طبقه پلهها دردسرس است.
he had to shlep the old furniture out of the house.
او مجبور شد وسایل قدیمی را از خانه بیرون ببرد.
they shlepped all their camping gear to the site.
آنها تمام وسایل کمپینگ خود را به محل بردند.
she shlepped her kids to the park every weekend.
او آخر هفتهها بچههایش را به پارک میبرد.
don't shlep that heavy box by yourself; let me help you.
آن جعبه سنگین را به تنهایی بلند نکن؛ اجازه بده کمکت کنم.
he always shleps his guitar to every gathering.
او همیشه گیتارش را به هر جمعیتی میبرد.
shlep around
گشتن و چرخیدن
shlep stuff
چیدن وسایل
shlep home
رفتن به خانه
shlep bags
حمل کردن کیسهها
shlep it
آن را حمل کردن
shlep off
رفتن
shlep back
بازگشت
shlep things
حمل کردن وسایل
shlep along
همراه آمدن
after the party, i had to shlep all the leftover food home.
بعد از مهمانی، مجبور شدم تمام غذای باقیمانده را به خانه ببرم.
he always shleps his heavy backpack to school.
او همیشه کولهپشتی سنگینش را به مدرسه میبرد.
we shlepped our luggage through the airport.
ما چمدانهایمان را از طریق فرودگاه حمل کردیم.
she didn't want to shlep all those books to the library.
او نمیخواست همه آن کتابها را به کتابخانه ببرد.
it’s a hassle to shlep groceries up three flights of stairs.
حمل کردن مواد غذایی تا سه طبقه پلهها دردسرس است.
he had to shlep the old furniture out of the house.
او مجبور شد وسایل قدیمی را از خانه بیرون ببرد.
they shlepped all their camping gear to the site.
آنها تمام وسایل کمپینگ خود را به محل بردند.
she shlepped her kids to the park every weekend.
او آخر هفتهها بچههایش را به پارک میبرد.
don't shlep that heavy box by yourself; let me help you.
آن جعبه سنگین را به تنهایی بلند نکن؛ اجازه بده کمکت کنم.
he always shleps his guitar to every gathering.
او همیشه گیتارش را به هر جمعیتی میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید