schlepp

[ایالات متحده]/ʃlɛp/
[بریتانیا]/ʃlɛp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt.vi.کشیدن یا کشاندن
n.یک فرد بی‌کفایت؛ یک احمق
v.حمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

schlepp bags

کِشیدن کیسه‌ها

schlepp around

چپاندن اطراف

schlepp it

آن را بکِش

schlepp stuff

چپاندن وسایل

schlepp gear

چپاندن تجهیزات

schlepp luggage

چپاندن چمدان

schlepp furniture

چپاندن مبلمان

schlepp loads

بارها را بکِش

schlepp tools

ابزارها را بکِش

schlepp items

چپاندن وسایل

جملات نمونه

he had to schlepp all the heavy boxes up the stairs.

او مجبور بود همه جعبه‌های سنگین را تا بالاى پله‌ها حمل کند.

after the party, we had to schlepp the decorations back to the car.

بعد از مهمانی، مجبور بودیم وسایل تزئینی را به عقب به ماشین برگردانیم.

she always complains about schlepping her groceries home.

او همیشه در مورد حمل کردن نان و مواد غذایی‌اش به خانه شکایت می‌کند.

it’s exhausting to schlepp around all this equipment.

حمل کردن تمام این تجهیزات خسته کننده است.

they had to schlepp their luggage through the airport.

آنها مجبور بودند چمدان‌های خود را از طریق فرودگاه حمل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید