shoo

[ایالات متحده]/ʃuː/
[بریتانیا]/ʃu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. صدای جیرجیر کردن برای دور کردن
vi. صدای جیرجیر کردن برای دور کردن
int. جیرجیر (صدایی که برای دور کردن پرندگان یا سایر حیوانات تولید می‌شود)
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریshooing
جمعshoos
قسمت سوم فعلshooed
شکل سوم شخص مفردshoos
زمان گذشتهshooed

عبارات و ترکیب‌ها

shoo away

دور کردن

shooing sound

صدای دور کردن

shoo flies

دور کردن مگس‌ها

جملات نمونه

he was a shoo-in for re-election.

او یک گزینه قطعی برای انتخاب مجدد بود.

I went to comfort her but she shooed me away.

من برای تسلی دادن به او رفتم، اما او مرا دور کرد.

He broke off a twig from a willow tree and used it to shoo the flies away.

او یک شاخه را از درخت بید شکست و از آن برای دور کردن مگس‌ها استفاده کرد.

"Then get out of the car and shoo it off the road," I suggested halfheartedly.

«سپس از ماشین پیاده شده و آن را از جاده دور کنید،» من به طور نصفه و نیمه پیشنهاد دادم.

Shoo away the flies from the picnic food.

مگس‌ها را از غذاهای پیک‌نیک دور کنید.

The farmer tried to shoo the birds away from his crops.

کشاورز سعی کرد پرندگان را از محصولاتش دور کند.

I had to shoo my cat out of the room.

من مجبور شدم گربه‌ام را از اتاق بیرون کنم.

She tried to shoo away her worries by going for a walk.

او سعی کرد با رفتن به پیاده‌روی، نگرانی‌های خود را دور کند.

The security guard had to shoo the trespassers off the property.

نگهبان امنیتی مجبور شد متخلفان را از ملک دور کند.

Can you shoo the dog out of the garden, please?

می‌توانید لطفاً سگ را از باغ بیرون کنید؟

The mother had to shoo her children off to bed.

مادر مجبور شد بچه‌هایش را به رختخواب بفرستد.

The loud noise helped shoo the deer away from the road.

صدای بلند به دور کردن گوزن‌ها از جاده کمک کرد.

He tried to shoo away his bad memories by focusing on the present.

او سعی کرد با تمرکز بر زمان حال، خاطرات بدش را دور کند.

The waitress had to shoo away the persistent flies in the restaurant.

گارسون مجبور شد مگس‌های مزاحم را از رستوران دور کند.

نمونه‌های واقعی

'Shoo, shoo, go away! Shoo, shoo, go away! ' they shouted at the horses.

'برو، برو، دور شو! برو، برو، دور شو! ' آنها با این حال به اسب ها فریاد زدند.

منبع: BlackCat (Beginner) Audiobook

I think you can stop shooing him away for now.

به نظر می رسد می توانید برای حال فعلی از دور کردن او دست بکشید.

منبع: Little Bear Charlie

We have no worms or seeds here.Shoo! Shoo!

ما در اینجا کرم یا دانه ای نداریم. برو! برو!

منبع: The Big Bang Theory Season 5

The result is that some banks are attempting to shoo away deposits.

نتیجه این است که برخی از بانک ها در تلاشند تا سپرده ها را دور کنند.

منبع: The Economist (Summary)

Overcome with emotion, he buried his face in his napkin, and Professor McGonagall shooed them away.

او که از شدت احساسات سرش را در دستمالش پنهان کرد، و پروفسور مک گونگال آنها را دور کرد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

I just hear 'oh my god' and probably some dirty word some like a shoo, you know.

من فقط می شنوم 'خدای من' و احتمالاً یک کلمه رکیک مانند 'شوو'، می دانید.

منبع: Biography of a Celebrity: Bruce Lee

" I still don't want anything, " Ove reiterates as he starts shooing her out the garage door.

"من هنوز هم نمی خواهم چیزی،" اوه تکرار می کند زیرا شروع به بیرون راندن او از در گاراژ می کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

Alfred's a footman, so if only you know not to listen to a word he says. Shoo!

آلفرد یک خدمتکار است، بنابراین فقط بدانید که نباید به حرفش گوش دهید. برو!

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

From under the covers, Emma squeaked, " SHOO! " " Shoo? " Stella repeated.

منبع: Storyline Online English Stories

" Shoo." .! she said, " Isn't it a hot day for the end of June, a real scorcher" ?

منبع: VOA Special October 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید