showboats

[ایالات متحده]/ˈʃəʊbəʊts/
[بریتانیا]/ˈʃoʊboʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق‌های عملکرد

عبارات و ترکیب‌ها

showboats on stage

خودنمایی روی صحنه

showboats in sports

خودنمایی در ورزش

showboats for attention

خودنمایی برای جلب توجه

showboats during events

خودنمایی در طول رویدادها

showboats at parties

خودنمایی در مهمانی‌ها

showboats in movies

خودنمایی در فیلم‌ها

showboats for fun

خودنمایی برای تفریح

showboats in fashion

خودنمایی در مد

showboats at work

خودنمایی در محل کار

showboats online

خودنمایی آنلاین

جملات نمونه

the athlete loves to showboat during competitions.

ورزشکار عاشق این است که در مسابقات خودنمایی کند.

he tends to showboat whenever he scores a goal.

او معمولاً هر زمان که گل می زند، خودنمایی می کند.

some players showboat instead of playing as a team.

برخی از بازیکنان به جای بازی تیمی خودنمایی می کنند.

she doesn't like it when he showboats in front of their friends.

او خوش نمی دارد وقتی که او در مقابل دوستانشان خودنمایی می کند.

the showboating in the performance was entertaining but distracting.

خودنمایی در اجرا سرگرم کننده اما حواس پرتی بود.

he was criticized for showboating instead of focusing on the task.

او به خاطر خودنمایی به جای تمرکز بر روی کار مورد انتقاد قرار گرفت.

showboating can sometimes alienate teammates.

خودنمایی گاهی اوقات می تواند باعث بیگانگی با هم تیمی ها شود.

the director warned the actor against showboating in the film.

کارگردان به بازیگر در مورد خودنمایی در فیلم هشدار داد.

showboating can be entertaining but may also annoy the audience.

خودنمایی می تواند سرگرم کننده باشد اما ممکن است باعث آزار تماشاچیان شود.

he loves to showboat his skills during the talent show.

او عاشق این است که مهارت های خود را در طول نمایش استعداد خودنمایی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید