showboats on stage
خودنمایی روی صحنه
showboats in sports
خودنمایی در ورزش
showboats for attention
خودنمایی برای جلب توجه
showboats during events
خودنمایی در طول رویدادها
showboats at parties
خودنمایی در مهمانیها
showboats in movies
خودنمایی در فیلمها
showboats for fun
خودنمایی برای تفریح
showboats in fashion
خودنمایی در مد
showboats at work
خودنمایی در محل کار
showboats online
خودنمایی آنلاین
the athlete loves to showboat during competitions.
ورزشکار عاشق این است که در مسابقات خودنمایی کند.
he tends to showboat whenever he scores a goal.
او معمولاً هر زمان که گل می زند، خودنمایی می کند.
some players showboat instead of playing as a team.
برخی از بازیکنان به جای بازی تیمی خودنمایی می کنند.
she doesn't like it when he showboats in front of their friends.
او خوش نمی دارد وقتی که او در مقابل دوستانشان خودنمایی می کند.
the showboating in the performance was entertaining but distracting.
خودنمایی در اجرا سرگرم کننده اما حواس پرتی بود.
he was criticized for showboating instead of focusing on the task.
او به خاطر خودنمایی به جای تمرکز بر روی کار مورد انتقاد قرار گرفت.
showboating can sometimes alienate teammates.
خودنمایی گاهی اوقات می تواند باعث بیگانگی با هم تیمی ها شود.
the director warned the actor against showboating in the film.
کارگردان به بازیگر در مورد خودنمایی در فیلم هشدار داد.
showboating can be entertaining but may also annoy the audience.
خودنمایی می تواند سرگرم کننده باشد اما ممکن است باعث آزار تماشاچیان شود.
he loves to showboat his skills during the talent show.
او عاشق این است که مهارت های خود را در طول نمایش استعداد خودنمایی کند.
showboats on stage
خودنمایی روی صحنه
showboats in sports
خودنمایی در ورزش
showboats for attention
خودنمایی برای جلب توجه
showboats during events
خودنمایی در طول رویدادها
showboats at parties
خودنمایی در مهمانیها
showboats in movies
خودنمایی در فیلمها
showboats for fun
خودنمایی برای تفریح
showboats in fashion
خودنمایی در مد
showboats at work
خودنمایی در محل کار
showboats online
خودنمایی آنلاین
the athlete loves to showboat during competitions.
ورزشکار عاشق این است که در مسابقات خودنمایی کند.
he tends to showboat whenever he scores a goal.
او معمولاً هر زمان که گل می زند، خودنمایی می کند.
some players showboat instead of playing as a team.
برخی از بازیکنان به جای بازی تیمی خودنمایی می کنند.
she doesn't like it when he showboats in front of their friends.
او خوش نمی دارد وقتی که او در مقابل دوستانشان خودنمایی می کند.
the showboating in the performance was entertaining but distracting.
خودنمایی در اجرا سرگرم کننده اما حواس پرتی بود.
he was criticized for showboating instead of focusing on the task.
او به خاطر خودنمایی به جای تمرکز بر روی کار مورد انتقاد قرار گرفت.
showboating can sometimes alienate teammates.
خودنمایی گاهی اوقات می تواند باعث بیگانگی با هم تیمی ها شود.
the director warned the actor against showboating in the film.
کارگردان به بازیگر در مورد خودنمایی در فیلم هشدار داد.
showboating can be entertaining but may also annoy the audience.
خودنمایی می تواند سرگرم کننده باشد اما ممکن است باعث آزار تماشاچیان شود.
he loves to showboat his skills during the talent show.
او عاشق این است که مهارت های خود را در طول نمایش استعداد خودنمایی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید