showtimes

[ایالات متحده]/'ʃotaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمانی که یک اجرا یا برنامه برای شروع برنامه‌ریزی شده است

جملات نمونه

The showtime for the concert is 7:00 PM.

زمان شروع برنامه کنسرت ساعت 19:00 است.

The magician announced that it was showtime.

جادوگر اعلام کرد که زمان اجرا فرا رسیده است.

The theater lights dimmed as it was showtime.

با فرا رسیدن زمان اجرا، نورهای تئاتر کم‌نور شدند.

The dancers were getting ready for showtime.

رقص‌ورها برای زمان اجرا آماده می‌شدند.

The band was backstage, waiting for showtime.

گروه موسیقی پشت صحنه منتظر زمان اجرا بودند.

The circus performers were excited for showtime.

هنرمندان سیرک برای زمان اجرا هیجان‌زده بودند.

The countdown to showtime had begun.

شمارش معکوس برای زمان اجرا آغاز شده بود.

The actors were rehearsing their lines before showtime.

بازیگران قبل از زمان اجرا دیالوگ‌های خود را تمرین می‌کردند.

The comedians were backstage, joking around before showtime.

کمدین‌ها پشت صحنه قبل از زمان اجرا شوخی می‌کردند.

نمونه‌های واقعی

Hogwarts has one last 'hurrah' to come as the place hosts to Harry's climatic showtime.

هاگوارتز یک آخرین 'تشویق' برای آمدن دارد زیرا این مکان میزبان نمایش اوج‌گرفتن نمایشی هری است.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

He even recorded showtimes on his answering machine.

او حتی زمان‌های نمایش را روی دستگاه پاسخگوییش ضبط کرد.

منبع: Friends Season 3

All right, that's it. After I finish zhuzhing my hair, tell the preacher it's showtime.

باشد، همین است. بعد از اینکه موهایم را مرتب کردم، به کشیش بگو که زمان نمایش فرا رسیده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

With nominations set and just over a month until showtime, more details were announced Friday about the 93rd Oscars.

با تعیین نامزدها و گذشتن از یک ماه تا زمان نمایش، جزئیات بیشتری روز جمعه در مورد اسکار 93 منتشر شد.

منبع: AP Listening Collection March 2021

I practiced, and I think I'm ready for showtime.

تمرین کردم و فکر می‌کنم برای زمان نمایش آماده هستم.

منبع: Harvard Business Course

(gentle guitar music) Okay, it's just about showtime for our buche de noel.

(موسیقی گیتار ملایم) باشه، تقریباً زمان نمایش برای نوئل ما رسیده است.

منبع: What to eat at Christmas?

Aiming to break ground in a matter of months, the company is running full tilt to work out all the kinks before showtime.

با هدف شروع به کار ظرف چند ماه، شرکت با تمام توان در حال تلاش برای رفع اشکالات قبل از زمان نمایش است.

منبع: Bloomberg Insights

SURYA BONALY: Like " Holiday on Ice." And when I see the show I loved the moving, I loved showtime and just, you know, those fantastic costumes.

سوریا بونالی: مثل "تعطیلات روی یخ." و وقتی نمایش را می‌دیدم، عاشق حرکت‌ها بودم، عاشق زمان نمایش بودم و فقط، می‌دانید، آن لباس‌های فوق‌العاده.

منبع: Radio Laboratory

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید