shusher him
شوشش او
shusher away
شوشش را دور کن
shusher them
شوشش آنها
shusher gently
شوشش بهطور مهربانانه
shusher quickly
شوشش بهطور سریع
shusher now
شوشش حالا
shusher please
لطفاً شوشش
the baby's shusher soothed him to sleep.
شوشکننده نوزاد او را به خواب رفت.
she used a shusher to calm the crying child.
او از یک شوشکننده برای آرامسازی کودک در حال فریاد کشیدن استفاده کرد.
the nursery had a built-in shusher function.
مطبخ کودک دارای یک تابع شوشکننده داخلی بود.
he gently shushed his little sister.
او بهطور مهربانانه به خواهر کوچکش شوش داد.
a white noise shusher can be very helpful.
یک شوشکننده با سر و صدای سفید میتواند بسیار مفید باشد.
the app included a shusher sound effect.
این اپلیکیشن یک اثر صوتی شوشکننده را شامل میشد.
she bought a portable shusher for travel.
او یک شوشکننده قابل حمل برای سفر خرید.
the shusher worked wonders on the fussy baby.
شوشکننده روی نوزاد خوشخوی کار بسیار خوبی انجام داد.
we tried a shusher to quiet the toddler.
ما یک شوشکننده را امتحان کردیم تا کودک را آرام کنیم.
the shusher imitated a mother's soothing sounds.
شوشکننده صدای آرامساز مادر را تقلید میکرد.
he remembered his mother shushing him to sleep.
او به یاد داشت که مادرش او را به خواب میریخت.
shusher him
شوشش او
shusher away
شوشش را دور کن
shusher them
شوشش آنها
shusher gently
شوشش بهطور مهربانانه
shusher quickly
شوشش بهطور سریع
shusher now
شوشش حالا
shusher please
لطفاً شوشش
the baby's shusher soothed him to sleep.
شوشکننده نوزاد او را به خواب رفت.
she used a shusher to calm the crying child.
او از یک شوشکننده برای آرامسازی کودک در حال فریاد کشیدن استفاده کرد.
the nursery had a built-in shusher function.
مطبخ کودک دارای یک تابع شوشکننده داخلی بود.
he gently shushed his little sister.
او بهطور مهربانانه به خواهر کوچکش شوش داد.
a white noise shusher can be very helpful.
یک شوشکننده با سر و صدای سفید میتواند بسیار مفید باشد.
the app included a shusher sound effect.
این اپلیکیشن یک اثر صوتی شوشکننده را شامل میشد.
she bought a portable shusher for travel.
او یک شوشکننده قابل حمل برای سفر خرید.
the shusher worked wonders on the fussy baby.
شوشکننده روی نوزاد خوشخوی کار بسیار خوبی انجام داد.
we tried a shusher to quiet the toddler.
ما یک شوشکننده را امتحان کردیم تا کودک را آرام کنیم.
the shusher imitated a mother's soothing sounds.
شوشکننده صدای آرامساز مادر را تقلید میکرد.
he remembered his mother shushing him to sleep.
او به یاد داشت که مادرش او را به خواب میریخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید