| جمع | sickos |
sicko mode
حالت رو به زوال
sicko behavior
رفتار عجیب و غریب
sicko friend
دوست عجیب و غریب
sicko joke
جک عجیب و غریب
sicko thoughts
افکار عجیب و غریب
sicko move
حرکت عجیب و غریب
sicko story
داستان عجیب و غریب
sicko game
بازی عجیب و غریب
sicko style
سبک عجیب و غریب
sicko attitude
نگاه عجیب و غریب
he's such a sicko for enjoying horror movies.
او خیلی آدم عجیب و غریبیه که از تماشای فیلمهای ترسناک لذت میبره.
don't be a sicko and prank your friends like that.
مثل اینها شوخیهای مسخره با دوستات نکن.
she called him a sicko for his strange obsession.
او را به خاطر وسواس عجیبش آدم عجیب و غریبی صدا کرد.
that sicko thinks it's funny to scare people.
آن آدم عجیب و غریبی فکر میکند ترساندن مردم خندهدار است.
he has a sicko sense of humor.
او حس شوخ طبعی عجیب و غریب دارد.
they reported the sicko to the authorities.
آن فرد عجیب و غریب را به مقامات گزارش کردند.
she was shocked by his sicko behavior.
او از رفتار عجیب و غریبش شوکه شد.
some sickos find pleasure in harming others.
برخی از افراد عجیب و غریب از آسیب رساندن به دیگران لذت میبرند.
he laughed like a sicko at the scary movie.
او مثل یک آدم عجیب و غریب به فیلم ترسناک خندید.
that sicko needs to get help.
آن فرد عجیب و غریب نیاز به کمک دارد.
sicko mode
حالت رو به زوال
sicko behavior
رفتار عجیب و غریب
sicko friend
دوست عجیب و غریب
sicko joke
جک عجیب و غریب
sicko thoughts
افکار عجیب و غریب
sicko move
حرکت عجیب و غریب
sicko story
داستان عجیب و غریب
sicko game
بازی عجیب و غریب
sicko style
سبک عجیب و غریب
sicko attitude
نگاه عجیب و غریب
he's such a sicko for enjoying horror movies.
او خیلی آدم عجیب و غریبیه که از تماشای فیلمهای ترسناک لذت میبره.
don't be a sicko and prank your friends like that.
مثل اینها شوخیهای مسخره با دوستات نکن.
she called him a sicko for his strange obsession.
او را به خاطر وسواس عجیبش آدم عجیب و غریبی صدا کرد.
that sicko thinks it's funny to scare people.
آن آدم عجیب و غریبی فکر میکند ترساندن مردم خندهدار است.
he has a sicko sense of humor.
او حس شوخ طبعی عجیب و غریب دارد.
they reported the sicko to the authorities.
آن فرد عجیب و غریب را به مقامات گزارش کردند.
she was shocked by his sicko behavior.
او از رفتار عجیب و غریبش شوکه شد.
some sickos find pleasure in harming others.
برخی از افراد عجیب و غریب از آسیب رساندن به دیگران لذت میبرند.
he laughed like a sicko at the scary movie.
او مثل یک آدم عجیب و غریب به فیلم ترسناک خندید.
that sicko needs to get help.
آن فرد عجیب و غریب نیاز به کمک دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید