sideswiping accident
تصادف همزمان
sideswiping vehicle
خودروی همزمان
sideswiping maneuver
حرکت همزمان
sideswiping incident
واقعه همزمان
sideswiping collision
برخورد همزمان
sideswiping driver
راننده همزمان
sideswiping claim
ادعای همزمان
sideswiping damage
آسیب همزمان
sideswiping report
گزارش همزمان
sideswiping issue
مشکل همزمان
he was sideswiping the car next to him while changing lanes.
او در حال تغییر مسیر، به طور جانبی با ماشین کنارش برخورد کرد.
the truck was sideswiping the guardrail as it rounded the corner.
تریلی در حالی که پیچ را طی میکرد، به طور جانبی با نردهها برخورد کرد.
she narrowly avoided sideswiping the parked vehicle.
او به طور جدی از برخورد جانبی با خودروی پارک شده اجتناب کرد.
his reckless driving resulted in sideswiping several cars.
رانندگی بیاحتیاطی او منجر به برخورد جانبی با چندین خودرو شد.
after sideswiping the curb, the car lost control.
پس از برخورد جانبی با پیادهرو، ماشین کنترل خود را از دست داد.
they were sideswiping each other during the race.
آنها در طول مسابقه به طور جانبی با یکدیگر برخورد میکردند.
the cyclist was sideswiping the parked cars on the street.
دوچرخهسوار به طور جانبی با ماشینهای پارک شده در خیابان برخورد میکرد.
he got a ticket for sideswiping another vehicle.
او به دلیل برخورد جانبی با خودروی دیگر، جریمه شد.
she was sideswiping the edge of the road while texting.
او در حالی که پیامک میگرفت، به طور جانبی با لبه جاده برخورد میکرد.
the driver was accused of sideswiping multiple cars in the parking lot.
راننده به دلیل برخورد جانبی با چندین خودرو در پارکینگ متهم شد.
sideswiping accident
تصادف همزمان
sideswiping vehicle
خودروی همزمان
sideswiping maneuver
حرکت همزمان
sideswiping incident
واقعه همزمان
sideswiping collision
برخورد همزمان
sideswiping driver
راننده همزمان
sideswiping claim
ادعای همزمان
sideswiping damage
آسیب همزمان
sideswiping report
گزارش همزمان
sideswiping issue
مشکل همزمان
he was sideswiping the car next to him while changing lanes.
او در حال تغییر مسیر، به طور جانبی با ماشین کنارش برخورد کرد.
the truck was sideswiping the guardrail as it rounded the corner.
تریلی در حالی که پیچ را طی میکرد، به طور جانبی با نردهها برخورد کرد.
she narrowly avoided sideswiping the parked vehicle.
او به طور جدی از برخورد جانبی با خودروی پارک شده اجتناب کرد.
his reckless driving resulted in sideswiping several cars.
رانندگی بیاحتیاطی او منجر به برخورد جانبی با چندین خودرو شد.
after sideswiping the curb, the car lost control.
پس از برخورد جانبی با پیادهرو، ماشین کنترل خود را از دست داد.
they were sideswiping each other during the race.
آنها در طول مسابقه به طور جانبی با یکدیگر برخورد میکردند.
the cyclist was sideswiping the parked cars on the street.
دوچرخهسوار به طور جانبی با ماشینهای پارک شده در خیابان برخورد میکرد.
he got a ticket for sideswiping another vehicle.
او به دلیل برخورد جانبی با خودروی دیگر، جریمه شد.
she was sideswiping the edge of the road while texting.
او در حالی که پیامک میگرفت، به طور جانبی با لبه جاده برخورد میکرد.
the driver was accused of sideswiping multiple cars in the parking lot.
راننده به دلیل برخورد جانبی با چندین خودرو در پارکینگ متهم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید