sideswiping

[ایالات متحده]/ˈsaɪdˌswaɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsaɪdˌswaɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کنار زدن

عبارات و ترکیب‌ها

sideswiping accident

تصادف همزمان

sideswiping vehicle

خودروی همزمان

sideswiping maneuver

حرکت همزمان

sideswiping incident

واقعه همزمان

sideswiping collision

برخورد همزمان

sideswiping driver

راننده همزمان

sideswiping claim

ادعای همزمان

sideswiping damage

آسیب همزمان

sideswiping report

گزارش همزمان

sideswiping issue

مشکل همزمان

جملات نمونه

he was sideswiping the car next to him while changing lanes.

او در حال تغییر مسیر، به طور جانبی با ماشین کنارش برخورد کرد.

the truck was sideswiping the guardrail as it rounded the corner.

تریلی در حالی که پیچ را طی می‌کرد، به طور جانبی با نرده‌ها برخورد کرد.

she narrowly avoided sideswiping the parked vehicle.

او به طور جدی از برخورد جانبی با خودروی پارک شده اجتناب کرد.

his reckless driving resulted in sideswiping several cars.

رانندگی بی‌احتیاطی او منجر به برخورد جانبی با چندین خودرو شد.

after sideswiping the curb, the car lost control.

پس از برخورد جانبی با پیاده‌رو، ماشین کنترل خود را از دست داد.

they were sideswiping each other during the race.

آنها در طول مسابقه به طور جانبی با یکدیگر برخورد می‌کردند.

the cyclist was sideswiping the parked cars on the street.

دوچرخه‌سوار به طور جانبی با ماشین‌های پارک شده در خیابان برخورد می‌کرد.

he got a ticket for sideswiping another vehicle.

او به دلیل برخورد جانبی با خودروی دیگر، جریمه شد.

she was sideswiping the edge of the road while texting.

او در حالی که پیامک می‌گرفت، به طور جانبی با لبه جاده برخورد می‌کرد.

the driver was accused of sideswiping multiple cars in the parking lot.

راننده به دلیل برخورد جانبی با چندین خودرو در پارکینگ متهم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید