sightedness

[ایالات متحده]/ˈsaɪtɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈsaɪtɪdnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت داشتن نوع خاصی از دیدن، به ویژه نزدیک‌دیدن یا دور‌دیدن؛ نزدیک‌دیدن (نearsightedness)؛ دور‌دیدن (farsightedness)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

good sightedness

بینایی خوب

poor sightedness

بینایی ضعیف

normal sightedness

بینایی عادی

perfect sightedness

بینایی کامل

improving sightedness

بینایی در حال بهبود

improved sightedness

بینایی بهبود یافته

reduced sightedness

کاهش بینایی

changing sightedness

تغییر بینایی

sightedness test

آزمایش بینایی

sightedness checks

بررسی بینایی

جملات نمونه

her sightedness was tested at the clinic before she renewed her driver’s license.

بینش آن در کلینیک قبل از تمدید گواهینامه رانندگی آزمایش شد.

age-related changes can affect sightedness, especially in low light.

تغییرات مرتبط با سن می‌تواند بینش را تحت تأثیر قرار دهد، به ویژه در نور کم.

after the surgery, his sightedness improved steadily over several weeks.

پس از جراحی، بینش او به طور پیوسته در چند هفته بهبود یافت.

regular eye exams help maintain good sightedness throughout adulthood.

بررسی‌های چشمی منظم به حفظ بینش خوب در طول بلوغ کمک می‌کند.

the medication caused temporary changes in her sightedness.

دارو تغییرات موقتی در بینش او ایجاد کرد.

poor sightedness can make night driving stressful and unsafe.

بینش ضعیف می‌تواند راندن در شب را استرس‌زا و ناامن کند.

his sightedness deteriorated after years of uncorrected vision problems.

بینش او پس از چندین سال مشکلات بینشی ناکوره کاهش یافت.

she monitors her sightedness closely because glaucoma runs in her family.

او بینش خود را به دقت پیگیری می‌کند زیرا گلکوما در خانواده‌اش گذشته است.

good sightedness is essential for reading small print comfortably.

بینش خوب برای خواندن چاپ کوچک به راحتی ضروری است.

bright screens at night can strain your eyes and reduce sightedness for a while.

پرده‌های روشن در شب می‌تواند چشمان را خسته کند و بینش را به مدتی کاهش دهد.

with corrective lenses, her sightedness returned to a normal level.

با عدسی‌های اصلاحی، بینش او به سطح طبیعی بازگشت.

he noticed a sudden drop in sightedness and scheduled an urgent appointment.

او کاهش ناگهانی در بینش خود را متوجه شد و نوبتی فوری را درنظر گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید