signaler

[ایالات متحده]/ˈsɪɡnə.lər/
[بریتانیا]/ˈsaɪɡnələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اپراتور سیگنال; سیگنال‌زن; دستگاه سیگنال; افسر سیگنال
Word Forms
جمعsignalers

عبارات و ترکیب‌ها

signaler failure

خرابی سیگنالر

signaler alert

هشدار سیگنالر

signaler status

وضعیت سیگنالر

signaler device

دستگاه سیگنالر

signaler system

سیستم سیگنالر

signaler output

خروجی سیگنالر

signaler input

ورودی سیگنالر

signaler signal

سیگنال سیگنالر

signaler function

تابع سیگنالر

signaler configuration

تنظیمات سیگنالر

جملات نمونه

he decided to signaler his presence with a wave.

او تصمیم گرفت حضور خود را با یک اشاره دست نشان دهد.

the teacher asked the students to signaler their understanding.

معلم از دانش آموزان خواست تا درک خود را نشان دهند.

she used a flashlight to signaler for help.

او از یک چراغ قوه برای درخواست کمک استفاده کرد.

the coach wanted to signaler a change in strategy.

مربی می خواست یک تغییر در استراتژی را نشان دهد.

they will signaler their arrival by honking the horn.

آنها با بوق زدن، ورود خود را نشان خواهند داد.

he raised his hand to signaler a question.

او دستش را بالا برد تا یک سؤال را نشان دهد.

the lights began to signaler the end of the performance.

چراغ ها شروع به نشان دادن پایان اجرا کردند.

she tried to signaler her discomfort during the meeting.

او سعی کرد ناراحتی خود را در طول جلسه نشان دهد.

the flags were used to signaler different messages.

از پرچم ها برای نشان دادن پیام های مختلف استفاده شد.

he wanted to signaler his support for the cause.

او می خواست حمایت خود از این موضوع را نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید