signalling

[ایالات متحده]/'siɡnəliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارسال سیگنال‌ها; انتقال سیگنال‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

signalling system

سیستم سیگنالینگ

signalling device

دستگاه سیگنالینگ

traffic signalling

سیگنالینگ ترافیک

signalling pathway

مسیر سیگنالینگ

signalling molecule

مولکول سیگنالینگ

جملات نمونه

writing a public letter is a traditional device for signalling dissent.

نوشتن نامه عمومی یک روش سنتی برای نشان دادن مخالفت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید