this decision signified a fundamental change in their priorities.
این تصمیم نشان دهنده تغییر اساسی در اولویتهای آنها بود.
He signified his content with a nod.
او با تکان دادن سر، رضایت خود را نشان داد.
Alexander signified his consent with a nod.
اسکندر با یک اشاره رضایت خود را نشان داد.
She was in complete disagreement,and signified this fact immediately.
او به طور کامل مخالف بود و بلافاصله این موضوع را نشان داد.
Both numerical prediction and experiments signified that the new type flameholder has a bright prospect as a kind of high combustion efficiency and low pressure loss flameholder.
هم پیش بینی های عددی و هم آزمایشات نشان دادند که نگهدارنده شعله نوع جدید، به عنوان نوعی نگهدارنده شعله با راندمان احتراق بالا و اتلاف فشار کم، چشم انداز روشنی دارد.
this decision signified a fundamental change in their priorities.
این تصمیم نشان دهنده تغییر اساسی در اولویتهای آنها بود.
He signified his content with a nod.
او با تکان دادن سر، رضایت خود را نشان داد.
Alexander signified his consent with a nod.
اسکندر با یک اشاره رضایت خود را نشان داد.
She was in complete disagreement,and signified this fact immediately.
او به طور کامل مخالف بود و بلافاصله این موضوع را نشان داد.
Both numerical prediction and experiments signified that the new type flameholder has a bright prospect as a kind of high combustion efficiency and low pressure loss flameholder.
هم پیش بینی های عددی و هم آزمایشات نشان دادند که نگهدارنده شعله نوع جدید، به عنوان نوعی نگهدارنده شعله با راندمان احتراق بالا و اتلاف فشار کم، چشم انداز روشنی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید