sinning soul
گناه کردن روح
sinning against
گناه کردن علیه
sinning freely
گناه کردن آزادانه
sinning openly
گناه کردن آشکارا
sinning daily
گناه کردن روزانه
sinning secretly
گناه کردن مخفیانه
sinning willingly
گناه کردن با میل
sinning deeply
گناه کردن عمیقاً
sinning constantly
گناه کردن به طور مداوم
sinning together
گناه کردن با هم
he was caught sinning against the rules.
او در حال متخلف بودن و زیر پا گذاشتن قوانین دستگیر شد.
sinning can lead to serious consequences.
گناه کردن میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she felt guilty for sinning in her past.
او به خاطر گناه کردن در گذشته احساس گناه میکرد.
they believe that sinning is a part of human nature.
آنها معتقدند که گناه کردن بخشی از طبیعت انسان است.
he confessed to sinning during the confession.
او در اعتراف به گناه کردن اعتراف کرد.
many religions teach that sinning can be forgiven.
بسیاری از ادیان آموزش میدهند که گناه کردن را میتوان بخشید.
she was worried about sinning in the eyes of her community.
او نگران بود که در نظر جامعه گناه کند.
people often struggle with the concept of sinning.
مردم اغلب با مفهوم گناه کردن دست و پنجه نرم میکنند.
sinning can affect one's conscience deeply.
گناه کردن میتواند به طور عمیقی وجدان یک فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
he tried to avoid sinning by following the guidelines.
او سعی کرد با پیروی از دستورالعملها از گناه کردن اجتناب کند.
sinning soul
گناه کردن روح
sinning against
گناه کردن علیه
sinning freely
گناه کردن آزادانه
sinning openly
گناه کردن آشکارا
sinning daily
گناه کردن روزانه
sinning secretly
گناه کردن مخفیانه
sinning willingly
گناه کردن با میل
sinning deeply
گناه کردن عمیقاً
sinning constantly
گناه کردن به طور مداوم
sinning together
گناه کردن با هم
he was caught sinning against the rules.
او در حال متخلف بودن و زیر پا گذاشتن قوانین دستگیر شد.
sinning can lead to serious consequences.
گناه کردن میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she felt guilty for sinning in her past.
او به خاطر گناه کردن در گذشته احساس گناه میکرد.
they believe that sinning is a part of human nature.
آنها معتقدند که گناه کردن بخشی از طبیعت انسان است.
he confessed to sinning during the confession.
او در اعتراف به گناه کردن اعتراف کرد.
many religions teach that sinning can be forgiven.
بسیاری از ادیان آموزش میدهند که گناه کردن را میتوان بخشید.
she was worried about sinning in the eyes of her community.
او نگران بود که در نظر جامعه گناه کند.
people often struggle with the concept of sinning.
مردم اغلب با مفهوم گناه کردن دست و پنجه نرم میکنند.
sinning can affect one's conscience deeply.
گناه کردن میتواند به طور عمیقی وجدان یک فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
he tried to avoid sinning by following the guidelines.
او سعی کرد با پیروی از دستورالعملها از گناه کردن اجتناب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید