slantingly

[ایالات متحده]/[ˈslæntɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈslæntɪŋli]/

ترجمه

adv. به صورت مایل؛ با زاویه؛ منحرف از خط مستقیم یا سطح مسطح؛ با جهت جانبی یا زاویه دار.

جملات نمونه

the old oak tree grew slantingly towards the sunlight.

درخت گیند بزرگ قدیمی به سمت نور خورشید به طور مایلی رشد کرد.

rain lashed down, slantingly hitting the windowpane.

باران به شدت فرود آمد و به صورت مایلی پنجره را می‌زد.

he looked at her slantingly, a mischievous glint in his eyes.

او به طور مایلی به او نگاه کرد، چشمانش نشان دهنده‌ی یک نگاه مزاحم بود.

the path wound slantingly through the dense forest.

راه به صورت مایلی از طریق جنگل گیچه‌ای پیچید.

the building’s design featured a roof that slantedly descended.

طراحی ساختمان یک سقف داشت که به صورت مایلی کاهش می‌یافت.

the artist painted the landscape with a slantingly blurred horizon.

هنرمند منظره را با افقی که به صورت مایلی از دست داده شده، نقاشی کرد.

the sailboat leaned slantingly in the strong wind.

کشتی یخ‌بردار در باد قوی به صورت مایلی خم شد.

the camera angle captured the scene slantingly from below.

زاویه‌ی دوربین به صورت مایلی از پایین صحنه را ثبت کرد.

the bridge was constructed slantingly across the river.

پل به صورت مایلی از روی رودخانه ساخته شد.

the shadow fell slantingly across the wall.

سایه به صورت مایلی روی دیوار افتاد.

the reporter questioned him slantingly about the details.

گزارشگر به طور مایلی از او درباره‌ی جزئیات پرسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید