slating

[ایالات متحده]/ˈsleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsleɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سقف یا پوشش ساخته شده از سنگ لوح؛ عمل سرزنش یا انتقاد از کسی

عبارات و ترکیب‌ها

slating session

جلسه انتخاب

slating process

فرآیند انتخاب

slating committee

كميته انتخاب

slating report

گزارش انتخاب

slating criteria

معیارهای انتخاب

slating meeting

جلسه انتخاب

slating guidelines

دستورالعمل‌های انتخاب

slating team

تیم انتخاب

slating schedule

برنامه زمانبندی انتخاب

slating feedback

بازخورد انتخاب

جملات نمونه

she is slating the new policy for its lack of clarity.

او سیاست جدید را به دلیل فقدان شفافیت مورد انتقاد قرار می‌دهد.

the critics are slating the movie for its poor storyline.

منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد قرار می‌دهند.

he was slating his colleague during the meeting.

او در طول جلسه همکار خود را مورد انتقاد قرار داد.

the journalist is slating the government's response to the crisis.

روزنامه‌نگار به پاسخ دولت به بحران انتقاد می‌کند.

they are slating the new restaurant for its slow service.

آنها رستوران جدید را به دلیل سرویس کند آن مورد انتقاد قرار می‌دهند.

many fans are slating the band for their latest album.

بسیاری از طرفداران گروه را به دلیل آخرین آلبومشان مورد انتقاد قرار می‌دهند.

she was slating the fashion trends at the award show.

او روند مد را در نمایش جوایز مورد انتقاد قرار داد.

the report is slating the company's environmental practices.

گزارش عملکردهای زیست محیطی شرکت را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

he is slating the teacher for being too strict.

او به دلیل سخت‌گیری بیش از حد به معلم انتقاد می‌کند.

critics are slating the book for its predictable plot.

منتقدان کتاب را به دلیل طرح قابل پیش‌بینی آن مورد انتقاد قرار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید