sleeked

[ایالات متحده]/slikt/
[بریتانیا]/slikt/

ترجمه

v. صاف و درخشان ساخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

sleeked back

موهای صاف و مرتب

sleeked hair

موهای صاف و مرتب

sleeked design

طراحی صاف

sleeked look

ظاهر صاف

sleeked style

سبک صاف

sleeked finish

پوشش صاف

sleeked surface

سطح صاف

sleeked appearance

ظاهر صاف

sleeked edges

لبه‌های صاف

sleeked profile

پروفایل صاف

جملات نمونه

she sleeked her hair back for the party.

او موهایش را برای مهمانی مرتب کرد.

the cat sleeked its fur after a nap.

گربه بعد از چرت زدن، موهایش را مرتب کرد.

he sleeked the car's exterior for the show.

او نمای بیرونی ماشین را برای نمایش مرتب کرد.

she sleeked down her dress before stepping out.

او قبل از بیرون رفتن، لباسش را مرتب کرد.

the designer sleeked the lines of the new collection.

طراح خطوط مجموعه جدید را مرتب کرد.

he sleeked the presentation to make it more engaging.

او ارائه را مرتب کرد تا جذاب تر شود.

the dog sleeked its coat after a bath.

سگ بعد از حمام، موهایش را مرتب کرد.

she sleeked her makeup for a polished look.

او برای داشتن ظاهری آراسته، آرایشش را مرتب کرد.

he sleeked the edges of the paper for a clean finish.

او لبه های کاغذ را برای داشتن ظاهری تمیز مرتب کرد.

the athlete sleeked his form for better performance.

ورزشکار فرم خود را برای عملکرد بهتر مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید