sloppiest

[ایالات متحده]/[ˈslɒpiːst]/
[بریتانیا]/[ˈslɒpiːst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت خشک و نا مرتب.
adj. بسیار نا مرتب؛ به معنای کمبود نظم یا نظافت؛ بی‌مبالگا و بی‌مسئولانه.

عبارات و ترکیب‌ها

sloppiest job

کار بی‌نظم‌ترین

being sloppiest

بودن بی‌نظم‌ترین

sloppiest ever

بی‌نظم‌ترین هرگز

so sloppiest

این‌样 بی‌نظم‌ترین

sloppiest mistake

خطا بی‌نظم‌ترین

find sloppiest

پیدا کردن بی‌نظم‌ترین

sloppiest condition

وضعیت بی‌نظم‌ترین

avoid sloppiest

پرهیز کردن از بی‌نظم‌ترین

sloppiest attempt

تلاش بی‌نظم‌ترین

showed sloppiest

نمایش بی‌نظم‌ترین

جملات نمونه

the kitchen was the sloppiest room in the house, covered in crumbs.

آشپزخانه بیشترین فضای نامرتب خانه بود و پر از خمیر بود.

he was known for being the sloppiest dresser, often wearing mismatched clothes.

او به خاطر نامرتب‌ترین لباس‌پوشی شناخته می‌شد و اغلب لباس‌های ناسازگار پوشید.

despite the deadline, the report was the sloppiest i'd ever seen.

در اdespite the deadline, the report was the sloppiest i'd ever seen.

their teamwork was sloppy, the sloppiest performance of the season.

همکاری آن‌ها نامرتب بود، بدترین عملکرد فصل بود.

she gave a sloppiest presentation, forgetting key details and rushing through it.

او بدترین ارائه را ارائه داد، جزئیات کلیدی را فراموش کرد و به سرعت از آن عبور کرد.

the sloppiest handwriting made it nearly impossible to read the note.

نامه‌نویسی بدترین باعث شد که خواندن نامه تقریباً غیرممکن شود.

he made the sloppiest attempt at cleaning, just spreading the dirt around.

او بدترین تلاش برای پاک کردن را انجام داد، فقط گرد و غبار را در اطراف پخش کرد.

the sloppiest job i've ever had was washing dishes at the diner.

بدترین کاری که تا کنون داشتم، شستن ظروف در یک رستوران بود.

it was the sloppiest game of basketball i've ever watched, full of turnovers.

این بدترین بازی بسکتبالی بود که تا کنون دیده بودم، پر از اشتباهات ارسالی.

the artist's sloppiest painting was surprisingly captivating to look at.

نادرست‌ترین نقاشی هنرمند به طور شگفت‌آوری جذاب بود.

after the party, the living room was the sloppiest it had ever been.

پس از جشن، اتاق نشیمن به بدترین حالتی که تا کنون داشته است، نامرتب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید