slub

[ایالات متحده]/slʌb/
[بریتانیا]/slʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به آرامی پیچاندن یا چرخاندن نخ زبر؛ چرخاندن زبر؛ به آرامی پیچاندن
n. گره زبر یا قسمت ضخیم در نخ؛ نخ زبر چرخانده شده؛ یک پیچش
Word Forms
جمعslubs

عبارات و ترکیب‌ها

slub fabric

پارچه اسلوب

slub yarn

نخ اسلوب

slubbed texture

بافت اسلوب

slub knit

بافت بافتنی اسلوب

slub weave

بافتینه اسلوب

slub design

طراحی اسلوب

slub print

چاپ اسلوب

slub effect

اثر اسلوب

slub thread

ریسمن اسلوب

slub style

سبک اسلوب

جملات نمونه

he wore a slubbed shirt to the party.

او یک پیراهن با بافت خاص (اسلوب) به مهمانی پوشید.

the fabric has a unique slub texture.

پارچه دارای بافت خاص (اسلوب) منحصر به فردی است.

she prefers slubbed yarn for her knitting projects.

او ترجیح می دهد از نخ اسلوب برای پروژه های بافندگی خود استفاده کند.

slub denim is becoming increasingly popular.

لی دنیم اسلوب به طور فزاینده ای محبوب در حال تبدیل شدن است.

he chose a slubbed tie for the formal event.

او یک کراوات اسلوب برای رویداد رسمی انتخاب کرد.

the dress features a beautiful slub pattern.

این لباس دارای الگوی اسلوب زیبا است.

she noticed the slub details in the fabric.

او جزئیات اسلوب را در پارچه متوجه شد.

slubbed textures add depth to the design.

بافت های اسلوب عمق را به طراحی اضافه می کنند.

he admired the slub finish on the upholstery.

او به پرداخت اسلوب روی روکش آباژورها علاقه مند بود.

the slub effect makes the material more interesting.

اثر اسلوب باعث می شود ماده جالب تر به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید