slue

[ایالات متحده]/sluː/
[بریتانیا]/slu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) چرخش
n. چرخش
Word Forms
شکل سوم شخص مفردslues
صفت یا فعل حال استمراریsluing
زمان گذشتهslued
قسمت سوم فعلslued

عبارات و ترکیب‌ها

slue angle

زاویه اسلوی

slue rate

نرخ اسلو

slue direction

جهت اسلو

slue motion

حرکت اسلوی

slue axis

محور اسلو

slue control

کنترل اسلو

slue mechanism

مکانیزم اسلو

slue adjustment

تنظیم اسلو

slue error

خطای اسلو

slue offset

افست اسلو

جملات نمونه

the captain had to slue the ship to avoid the iceberg.

کاپیتان مجبور شد برای جلوگیری از برخورد با کوه یخ، کشتی را تغییر جهت دهد.

he decided to slue the camera to get a better angle.

او تصمیم گرفت برای گرفتن زاویه بهتر، دوربین را تغییر جهت دهد.

to catch the sunset, she had to slue her chair around.

برای تماشای غروب خورشید، او مجبور شد صندلی خود را بچرخاند.

the mechanic had to slue the engine to check the problem.

مکانیک مجبور شد موتور را تغییر جهت دهد تا مشکل را بررسی کند.

he slued the joystick to navigate through the game.

او جوی‌استیک را برای پیمایش در بازی تغییر جهت داد.

during the presentation, she slued the projector to show the slides.

در طول ارائه، او پروژکتور را برای نمایش اسلایدها تغییر جهت داد.

the photographer slued the lens to focus on the subject.

عکاس لنز را برای تمرکز روی سوژه تغییر جهت داد.

he had to slue his head to see the action happening behind him.

او مجبور شد سرش را بچرخاند تا ببیند چه اتفاقی پشت سرش می افتد.

the pilot slued the aircraft to align with the runway.

خلبان هواپیما را برای هم‌راستا شدن با باند تغییر جهت داد.

to get a better view, she slued her body towards the window.

برای دیدن بهتر، او بدنش را به سمت پنجره چرخاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید