slung

[ایالات متحده]/slʌŋ/
[بریتانیا]/slʌŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی sling; چیزی را پرتاب یا آویزان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

slung bag

کیف آویزان

slung over

انداخته شده روی

slung low

انداخته شده پایین

slung shoulder

انداخته شده روی شانه

slung arm

انداخته شده روی بازو

slung across

انداخته شده از روی

slung tight

سفت و محکم انداخته شده

slung down

انداخته شده پایین

slung back

انداخته شده پشت

slung around

دور انداخته شده

جملات نمونه

he slung his backpack over his shoulder.

او کوله‌پشتی خود را بر دوش انداخت.

she slung the rope across the tree branch.

او طناب را از شاخه درخت عبور داد.

the dog slung its tail happily.

سگ با خوشحالی دم خود را تکان داد.

he slung the jacket over the chair.

او ژاکت را روی صندلی انداخت.

they slung their arms around each other.

آنها دست‌های خود را دور هم انداختند.

she slung her hair into a ponytail.

او موهایش را به یک دم اسبی تبدیل کرد.

the soldier slung his rifle across his back.

سرباز تفنگ خود را بر پشت انداخت.

he slung the towel over his shoulder.

او حوله را بر دوش انداخت.

she slung her purse onto the passenger seat.

او کیف دستی خود را به صندلی سرنشین انداخت.

the child slung the ball into the air.

کودک توپ را به هوا پرتاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید