slung bag
کیف آویزان
slung over
انداخته شده روی
slung low
انداخته شده پایین
slung shoulder
انداخته شده روی شانه
slung arm
انداخته شده روی بازو
slung across
انداخته شده از روی
slung tight
سفت و محکم انداخته شده
slung down
انداخته شده پایین
slung back
انداخته شده پشت
slung around
دور انداخته شده
he slung his backpack over his shoulder.
او کولهپشتی خود را بر دوش انداخت.
she slung the rope across the tree branch.
او طناب را از شاخه درخت عبور داد.
the dog slung its tail happily.
سگ با خوشحالی دم خود را تکان داد.
he slung the jacket over the chair.
او ژاکت را روی صندلی انداخت.
they slung their arms around each other.
آنها دستهای خود را دور هم انداختند.
she slung her hair into a ponytail.
او موهایش را به یک دم اسبی تبدیل کرد.
the soldier slung his rifle across his back.
سرباز تفنگ خود را بر پشت انداخت.
he slung the towel over his shoulder.
او حوله را بر دوش انداخت.
she slung her purse onto the passenger seat.
او کیف دستی خود را به صندلی سرنشین انداخت.
the child slung the ball into the air.
کودک توپ را به هوا پرتاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید