smarminesses

[ایالات متحده]/['smɑːmɪnɪsɪz]/
[بریتانیا]/['smɑrminɪsɪz]/

ترجمه

n. کیفیت بودن چاپلوس

عبارات و ترکیب‌ها

smarminesses abound

فروپستی و چاپلوسی فراوان

smarminesses exposed

فروپستی و چاپلوسی آشکار شده

smarminesses revealed

فروپستی و چاپلوسی آشکار شد

smarminesses detected

فروپستی و چاپلوسی تشخیص داده شد

smarminesses noted

فروپستی و چاپلوسی مورد توجه قرار گرفت

smarminesses criticized

فروپستی و چاپلوسی مورد انتقاد قرار گرفت

smarminesses tolerated

فروپستی و چاپلوسی تحمل شد

smarminesses dismissed

فروپستی و چاپلوسی رد شد

smarminesses avoided

فروپستی و چاپلوسی اجتناب شد

smarminesses embraced

فروپستی و چاپلوسی پذیرفته شد

جملات نمونه

his smarminesses made everyone uncomfortable at the meeting.

رفتارش چاپلوسانه باعث ناراحتی همه در جلسه شد.

she tried to hide her smarminesses behind a polite smile.

او سعی کرد چاپلوسی خود را پشت یک لبخند مؤدبانه پنهان کند.

the politician's smarminesses were evident during the debate.

چاپلوسی سیاستمدار در طول مناظره آشکار بود.

his constant smarminesses made it hard to trust him.

چاپلوسی مداوم او باعث شد به سختی به او اعتماد کرد.

people often mistake smarminesses for charm.

اغلب مردم چاپلوسی را با جذابیت اشتباه می گیرند.

her smarminesses were a poor substitute for genuine kindness.

چاپلوسی او جایگزین مناسبی برای مهربانی واقعی نبود.

the smarminesses in his voice were hard to ignore.

چاپلوسی در صدای او سخت بود که نادیده گرفته شود.

he used smarminesses to deflect criticism.

او از چاپلوسی برای منحرف کردن انتقاد استفاده کرد.

her smarminesses only irritated the audience further.

چاپلوسی او فقط باعث ناراحتی بیشتر مخاطبان شد.

they were put off by his smarminesses during the presentation.

آنها در طول ارائه از چاپلوسی او دلسرد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید