smirched

[ایالات متحده]/smɜːtʃt/
[بریتانیا]/smɜrcht/

ترجمه

v. کثیف یا لکه‌دار شده؛ بدنام یا بی‌حرمت شده

عبارات و ترکیب‌ها

smirched reputation

هک با اعتبار

smirched image

تصویر لکه‌دار

smirched honor

افتخار لکه‌دار

smirched name

نام لکه‌دار

smirched record

سوابق لکه‌دار

smirched integrity

یکپارچگی لکه‌دار

smirched trust

اعتماد لکه‌دار

smirched character

شخصیت لکه‌دار

smirched credibility

اعتبار لکه‌دار

smirched legacy

میراث لکه‌دار

جملات نمونه

his reputation was smirched by the scandal.

شهرت او در اثر رسوایی لکه‌دار شد.

she felt smirched by the false accusations.

او احساس کرد که به دلیل اتهامات نادرست لکه‌دار شده است.

the artist's work was smirched by criticism.

آثار هنرمند به دلیل انتقادها لکه‌دار شد.

don't let your past mistakes smirch your future.

نگذارید اشتباهات گذشته شما آینده‌تان را لکه‌دار کند.

his character was smirched in the eyes of the public.

شخصیت او در نظر مردم لکه‌دار شد.

the company’s image was smirched by the controversy.

تصویر شرکت به دلیل جنجال‌ها لکه‌دار شد.

she worked hard to clear her name after being smirched.

او برای پاک کردن نامش پس از لکه‌دار شدن سخت تلاش کرد.

his achievements were smirched by unfounded rumors.

دستاوردهای او به دلیل شایعات بی‌اساس لکه‌دار شد.

the team's reputation was smirched after the loss.

شهرت تیم پس از شکست لکه‌دار شد.

she refused to let the incident smirch her dignity.

او از اجازه دادن به این حادثه برای لکه‌دار کردن منزتش امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید