snowcaps

[ایالات متحده]/ˈsnəʊkæp/
[بریتانیا]/ˈsnoʊkæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برف که قله یک کوه را می‌پوشاند؛ تاج برفی یک کوه، همچنین به نوعی از مرغ مگس‌خوار که در آمریکای مرکزی یافت می‌شود اشاره دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

snowcap mountain

کوه برفی

snowcap peak

قله برفی

snowcap region

منطقه برفی

snowcap summit

اوج برفی

snowcap glacier

یخ‌چاله برفی

snowcap terrain

زمین برفی

snowcap area

منطقه برفی

snowcap landscape

مناظر برفی

snowcap conditions

شرایط برفی

snowcap view

نمای برفی

جملات نمونه

the mountain was covered with a beautiful snowcap.

کوه با یک پوشش برف زیبا پوشیده شده بود.

the snowcap on the peaks melted quickly in the spring sun.

پوشش برف روی قله‌ها به سرعت در آفتاب بهاری ذوب شد.

we could see the snowcap from miles away.

ما می‌توانستیم پوشش برف را از مایل‌ها دور ببینیم.

the snowcap provides a crucial water source for the valley below.

پوشش برف یک منبع آب حیاتی برای دره زیر فراهم می‌کند.

scientists study the snowcap to understand climate change.

دانشمندان پوشش برف را برای درک تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

the snowcap glistened under the bright sunlight.

پوشش برف در زیر نور خورشید درخشان می‌درخشید.

hiking near the snowcap can be challenging but rewarding.

پیاده‌روی در نزدیکی پوشش برف می‌تواند چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده باشد.

wildlife thrives in the areas surrounding the snowcap.

زندگی وحشی در مناطق اطراف پوشش برف شکوفا است.

photographers love to capture the snowcap at sunrise.

عکاسان عاشق ثبت پوشش برف در هنگام طلوع خورشید هستند.

the snowcap serves as a natural barrier against the wind.

پوشش برف به عنوان یک سد طبیعی در برابر باد عمل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید