snowdrop

[ایالات متحده]/'snəʊdrɒp/
[بریتانیا]/'snodrɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی با گل‌های سفید آویزان که در اوایل بهار شکوفا می‌شود
Word Forms
جمعsnowdrops

جملات نمونه

the snowdrops were a promise of futurity.

گل‌های برف مانند نوید آینده بودند.

The snowdrop flowers bloomed early this year.

گل‌های برف‌دانه امسال زودتر شکفتند.

She carefully planted snowdrop bulbs in the garden.

او با دقت پیازهای برف‌دانه را در باغ کاشت.

The delicate snowdrop petals glistened in the sunlight.

برگ‌های ظریف برف‌دانه در نور خورشید می‌درخشیدند.

Children love to make snowdrop crowns in winter.

بچه‌ها عاشق ساختن تاج گل برف‌دانه در زمستان هستند.

The snowdrop is often considered a symbol of hope and purity.

برف‌دانه اغلب به عنوان نمادی از امید و پاکی در نظر گرفته می‌شود.

I spotted a few snowdrops peeking through the snow.

من چند برف‌دانه را که از زیر برف بیرون زده بودند، دیدم.

Her favorite flower is the snowdrop because of its simple beauty.

گل مورد علاقه او برف‌دانه است به دلیل زیبایی ساده آن.

The snowdrop is one of the first flowers to bloom in spring.

برف‌دانه یکی از اولین گل‌هایی است که در بهار شکوفه می‌دهد.

She collected a bouquet of snowdrops to brighten up the room.

او دسته گل برف‌دانه جمع کرد تا اتاق را روشن کند.

The snowdrop's white petals contrast beautifully with the green leaves.

برگ‌های سفید برف‌دانه به زیبایی با برگ‌های سبز تضاد دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید