snugged

[ایالات متحده]/snʌɡd/
[بریتانیا]/snʌɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از snug
adj. گرم و راحت; بسیار راحت; تنگ-fitting

عبارات و ترکیب‌ها

snugged in

در آغوش گرفت

snugged up

در آغوش گرفت

snugged down

در آغوش گرفت

snugged tight

در آغوش گرفت

snugged around

در آغوش گرفت

snugged close

در آغوش گرفت

snugged away

در آغوش گرفت

snugged together

در آغوش گرفت

snugged beneath

در آغوش گرفت

snugged beside

در آغوش گرفت

جملات نمونه

the baby snugged into her mother's arms.

نوزاد در آغوش مادرش پنهان شد.

he snugged his jacket tightly against the cold.

او ژاکتش را محکم در برابر سرما پنهان کرد.

the cat snugged up on the warm windowsill.

گربه روی طاقچه گرم پنهان شد.

she snugged the blanket around her shoulders.

او پتو را دور شانه‌هایش پنهان کرد.

the children snugged together for warmth.

کودکان برای گرم ماندن در کنار هم پنهان شدند.

he snugged the lid on the jar to keep it fresh.

او درب ظرف را بست تا تازه بماند.

they snugged into their seats for the movie.

آنها برای تماشای فیلم در صندلی‌های خود پنهان شدند.

the puppy snugged against his owner's leg.

سگ بچه در کنار پای صاحبش پنهان شد.

she snugged her hat down to shield from the wind.

او کلاهش را پایین کشید تا از باد محافظت کند.

the quilt snugged around them as they slept.

ملحفه دور آنها پیچید در حالی که می‌خوابیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید