soberer than ever
نسبتاً هوشیارتر از همیشه
feel soberer now
حالا احساس میکنم نسبت به قبل هوشیارتر هستم
become soberer quickly
به سرعت هوشیارتر شوید
soberer mindset
نگرش هوشیارتر
soberer choices
انتخابهای هوشیارتر
look soberer today
امروز به نظر هوشیارتر میآیم
soberer outlook
دیدگاه هوشیارتر
think soberer thoughts
به این فکر کنید که هوشیارانه فکر کنید
act soberer now
حالا با هوشیاری عمل کنید
feel soberer inside
احساس میکنم درون من نسبت به قبل هوشیارتر است
after the party, i felt much soberer.
بعد از مهمانی، احساس میکردم خیلی هوشیارتر بودم.
she became soberer as the night went on.
او با گذشت شب، هوشیارتر شد.
he tried to act soberer than his friends.
او سعی کرد وانمود کند که از دوستانش هوشیارتر است.
being soberer can help you make better decisions.
هوشیار بودن میتواند به شما کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیرید.
they hope to be soberer in their approach to life.
آنها امیدوارند در برخورد با زندگی خود هوشیارتر باشند.
with a soberer mindset, she tackled her problems.
با ذهنیتی هوشیارتر، او به حل مشکلات خود پرداخت.
he felt soberer after a good night's sleep.
او بعد از یک شبخواب خوب احساس کرد که هوشیارتر است.
it's important to be soberer during negotiations.
در طول مذاکرات مهم است که هوشیار باشید.
she spoke in a soberer tone than usual.
او با لحنی هوشیارتر از معمول صحبت کرد.
the discussion became soberer as the issues were addressed.
همانطور که مسائل مورد رسیدگی قرار گرفتند، بحث هوشیارتر شد.
soberer than ever
نسبتاً هوشیارتر از همیشه
feel soberer now
حالا احساس میکنم نسبت به قبل هوشیارتر هستم
become soberer quickly
به سرعت هوشیارتر شوید
soberer mindset
نگرش هوشیارتر
soberer choices
انتخابهای هوشیارتر
look soberer today
امروز به نظر هوشیارتر میآیم
soberer outlook
دیدگاه هوشیارتر
think soberer thoughts
به این فکر کنید که هوشیارانه فکر کنید
act soberer now
حالا با هوشیاری عمل کنید
feel soberer inside
احساس میکنم درون من نسبت به قبل هوشیارتر است
after the party, i felt much soberer.
بعد از مهمانی، احساس میکردم خیلی هوشیارتر بودم.
she became soberer as the night went on.
او با گذشت شب، هوشیارتر شد.
he tried to act soberer than his friends.
او سعی کرد وانمود کند که از دوستانش هوشیارتر است.
being soberer can help you make better decisions.
هوشیار بودن میتواند به شما کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیرید.
they hope to be soberer in their approach to life.
آنها امیدوارند در برخورد با زندگی خود هوشیارتر باشند.
with a soberer mindset, she tackled her problems.
با ذهنیتی هوشیارتر، او به حل مشکلات خود پرداخت.
he felt soberer after a good night's sleep.
او بعد از یک شبخواب خوب احساس کرد که هوشیارتر است.
it's important to be soberer during negotiations.
در طول مذاکرات مهم است که هوشیار باشید.
she spoke in a soberer tone than usual.
او با لحنی هوشیارتر از معمول صحبت کرد.
the discussion became soberer as the issues were addressed.
همانطور که مسائل مورد رسیدگی قرار گرفتند، بحث هوشیارتر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید