soberer

[ایالات متحده]/ˈsəʊbərə/
[بریتانیا]/ˈsoʊbərər/

ترجمه

adj. بیشتر متعادل; مست نیست; با ذهن واضح; جدی یا معقول

عبارات و ترکیب‌ها

soberer than ever

نسبتاً هوشیارتر از همیشه

feel soberer now

حالا احساس می‌کنم نسبت به قبل هوشیارتر هستم

become soberer quickly

به سرعت هوشیارتر شوید

soberer mindset

نگرش هوشیارتر

soberer choices

انتخاب‌های هوشیارتر

look soberer today

امروز به نظر هوشیارتر می‌آیم

soberer outlook

دیدگاه هوشیارتر

think soberer thoughts

به این فکر کنید که هوشیارانه فکر کنید

act soberer now

حالا با هوشیاری عمل کنید

feel soberer inside

احساس می‌کنم درون من نسبت به قبل هوشیارتر است

جملات نمونه

after the party, i felt much soberer.

بعد از مهمانی، احساس می‌کردم خیلی هوشیارتر بودم.

she became soberer as the night went on.

او با گذشت شب، هوشیارتر شد.

he tried to act soberer than his friends.

او سعی کرد وانمود کند که از دوستانش هوشیارتر است.

being soberer can help you make better decisions.

هوشیار بودن می‌تواند به شما کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیرید.

they hope to be soberer in their approach to life.

آنها امیدوارند در برخورد با زندگی خود هوشیارتر باشند.

with a soberer mindset, she tackled her problems.

با ذهنیتی هوشیارتر، او به حل مشکلات خود پرداخت.

he felt soberer after a good night's sleep.

او بعد از یک شبخواب خوب احساس کرد که هوشیارتر است.

it's important to be soberer during negotiations.

در طول مذاکرات مهم است که هوشیار باشید.

she spoke in a soberer tone than usual.

او با لحنی هوشیارتر از معمول صحبت کرد.

the discussion became soberer as the issues were addressed.

همانطور که مسائل مورد رسیدگی قرار گرفتند، بحث هوشیارتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید