sodger

[ایالات متحده]//ˈsɒdʒə//
[بریتانیا]//ˈsɑːdʒər//

ترجمه

n. یک تلفظ غیررسمی یا گویشی از کلمه "soldier"؛ فردی که در ارتش خدمت می‌کند.
شکل‌های واژه
جمعsodgers

عبارات و ترکیب‌ها

old sodger

سادجر قدیمی

brave sodger

سادجر شجاع

the sodger

سادجر

ye sodger

ای سادجر

sodger laddie

سادجر پسر

sodger's wife

همسر سادجر

sodger's song

آهنگ سادجر

sodger's life

زندگی سادجر

puir sodger

سادجر فقیر

lyin sodger

سادجر دروغگو

جملات نمونه

the little boy marched around the room like a sodger.

پسر کوچک مانند یک سودجر در اتاق پیاده روی کرد.

my grandfather was a brave sodger in the war.

پدربزرگ من در جنگ یک سودجر شجاع بود.

he stood as straight as a sodger during inspection.

او در حین بازرسی مانند یک سودجر مستقیم ایستاد.

the poor sodger was wounded in the battle.

سودجر فقیر در نبرد زخمی شد.

every sodger carried a heavy pack on his back.

هر سودجر یک بسته سنگین روی پشت خود حمل می‌کرد.

the old sodger told stories about his adventures abroad.

سودجر باسنگین داستان‌هایی از ماجراهایش در خارج از کشور روایت کرد.

we saw a sodger guarding the palace gates.

ما یک سودجر را که در درب قصر دژ می‌کرد، دیدیم.

the tired sodger finally returned home to his family.

سودجر خسته در نهایت به خانه‌اش و خانواده‌اش بازگشت.

that young sodger enlisted in the army last year.

آن سودجر جوان سال گذشته در ارتش استخدام شد.

a sodger must always obey his commanding officer.

سودجر باید همیشه فرمانده خود را رعایت کند.

the wooden sodger stood perfectly still on the shelf.

سودجر چوبی کاملاً ساکن روی رف ایستاد.

the general praised the sodger for his quick thinking.

عمیدوار به سودجر به خاطر فکر کردن سریعش تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید