true softheartedness
مهربانی واقعی
show softheartedness
مهربانی خود را نشان دهید
softheartedness wins
مهربانی پیروز میشود
pure softheartedness
مهربانی خالص
softheartedness matters
مهربانی مهم است
her softheartedness toward stray animals moved the whole neighborhood to donate supplies.
مهربانی او با حیوانات ولگرد، کل محله را به اهدای وسایل ترغیب کرد.
his softheartedness often gets the better of him when friends ask for help.
مهربانی او اغلب باعث میشود در لحظهای که دوستان از او کمک میخواهند، تصمیمات خوبی نگیرد.
i admire your softheartedness, but we still need clear boundaries at work.
من از مهربانی شما تحسین میکنم، اما هنوز به مرزهای مشخص در محل کار نیاز داریم.
her softheartedness showed in small acts of kindness, like leaving food for the elderly next door.
مهربانی او در اعمال کوچک مهربانی آشکار شد، مانند گذاشتن غذا برای افراد مسن همسایه.
softheartedness can be a strength when it leads to forgiveness and compassion.
مهربانی میتواند یک نقطه قوت باشد، زمانی که منجر به بخشش و شفقت شود.
his softheartedness made it hard for him to say no to the children’s requests.
مهربانی او باعث میشد برایش سخت باشد به درخواستهای بچهها نه بگوید.
she tried to hide her softheartedness behind a stern voice, but everyone saw through it.
او سعی کرد مهربانی خود را پشت یک لحن جدی پنهان کند، اما همه آن را فهمیدند.
out of softheartedness, he paid the overdue rent for a struggling tenant.
به دلیل مهربانی، او اجاره معوقه را برای یک مستاجر در حال دست و پا زدن پرداخت کرد.
her softheartedness toward the defeated opponent earned her respect from both teams.
مهربانی او نسبت به حریف شکستخورده باعث شد احترام هر دو تیم را به دست آورد.
he regretted his softheartedness after being taken advantage of again.
او پس از اینکه دوباره مورد سوء استفاده قرار گرفت، از مهربانی خود پشیمان شد.
softheartedness in leadership can build loyalty, as long as decisions remain fair.
مهربانی در رهبری میتواند باعث ایجاد وفاداری شود، تا زمانی که تصمیمات منصفانه باشد.
her softheartedness was tempered by experience, so she helped without enabling bad habits.
مهربانی او با تجربه تعدیل شده بود، بنابراین بدون اینکه عادتهای بد را تشدید کند، کمک میکرد.
true softheartedness
مهربانی واقعی
show softheartedness
مهربانی خود را نشان دهید
softheartedness wins
مهربانی پیروز میشود
pure softheartedness
مهربانی خالص
softheartedness matters
مهربانی مهم است
her softheartedness toward stray animals moved the whole neighborhood to donate supplies.
مهربانی او با حیوانات ولگرد، کل محله را به اهدای وسایل ترغیب کرد.
his softheartedness often gets the better of him when friends ask for help.
مهربانی او اغلب باعث میشود در لحظهای که دوستان از او کمک میخواهند، تصمیمات خوبی نگیرد.
i admire your softheartedness, but we still need clear boundaries at work.
من از مهربانی شما تحسین میکنم، اما هنوز به مرزهای مشخص در محل کار نیاز داریم.
her softheartedness showed in small acts of kindness, like leaving food for the elderly next door.
مهربانی او در اعمال کوچک مهربانی آشکار شد، مانند گذاشتن غذا برای افراد مسن همسایه.
softheartedness can be a strength when it leads to forgiveness and compassion.
مهربانی میتواند یک نقطه قوت باشد، زمانی که منجر به بخشش و شفقت شود.
his softheartedness made it hard for him to say no to the children’s requests.
مهربانی او باعث میشد برایش سخت باشد به درخواستهای بچهها نه بگوید.
she tried to hide her softheartedness behind a stern voice, but everyone saw through it.
او سعی کرد مهربانی خود را پشت یک لحن جدی پنهان کند، اما همه آن را فهمیدند.
out of softheartedness, he paid the overdue rent for a struggling tenant.
به دلیل مهربانی، او اجاره معوقه را برای یک مستاجر در حال دست و پا زدن پرداخت کرد.
her softheartedness toward the defeated opponent earned her respect from both teams.
مهربانی او نسبت به حریف شکستخورده باعث شد احترام هر دو تیم را به دست آورد.
he regretted his softheartedness after being taken advantage of again.
او پس از اینکه دوباره مورد سوء استفاده قرار گرفت، از مهربانی خود پشیمان شد.
softheartedness in leadership can build loyalty, as long as decisions remain fair.
مهربانی در رهبری میتواند باعث ایجاد وفاداری شود، تا زمانی که تصمیمات منصفانه باشد.
her softheartedness was tempered by experience, so she helped without enabling bad habits.
مهربانی او با تجربه تعدیل شده بود، بنابراین بدون اینکه عادتهای بد را تشدید کند، کمک میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید