sophism

[ایالات متحده]/ˈsɒfɪzəm/
[بریتانیا]/ˈsɑːfɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک استدلال یا reasoning نادرست
Word Forms
جمعsophisms

عبارات و ترکیب‌ها

sophism argument

استدلال پوچ‌نما

sophism technique

تکنیک پوچ‌نما

sophism example

مثال پوچ‌نما

sophism theory

نظریه پوچ‌نما

sophism fallacy

خطای پوچ‌نما

sophism logic

منطق پوچ‌نما

sophism claim

ادعای پوچ‌نما

sophism reasoning

استدلال‌پردازی پوچ‌نما

sophism discourse

گفتمان پوچ‌نما

sophism critique

انتقاد از پوچ‌نما

جملات نمونه

his argument was based on a clever sophism.

استدلال او بر اساس یک مغالطه زیرکانه بود.

she exposed the sophism in his reasoning.

او مغالطه را در استدلال او نشان داد.

the debate was filled with sophisms that confused the audience.

بحث با مغالطاتی پر شده بود که مخاطبان را گیج کرد.

relying on sophism can weaken your argument.

تکیه بر مغالطه می تواند استدلال شما را تضعیف کند.

he used sophism to mislead his opponents.

او از مغالطه برای گمراه کردن حریفانش استفاده کرد.

understanding sophism is essential for critical thinking.

درک مغالطه برای تفکر انتقادی ضروری است.

the professor warned against the dangers of sophism in philosophy.

استاد در مورد خطرات مغالطه در فلسفه هشدار داد.

many politicians rely on sophism to win debates.

بسیاری از سیاستمداران برای برنده شدن در مناظره ها به مغالطه متکی هستند.

her presentation was filled with logical sophisms.

ارائه او با مغالطات منطقی پر شده بود.

he recognized the sophism in the advertisement.

او مغالطه را در تبلیغ شناسایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید